سرنوشت دیکتاتور
۱۴:۴۸ | Author: Evidence

چه کسی باور می کرد ددمنشی هایی را که تاریخ برایمان روایت می کرد،در قرن 21 به چشمهایمان در تهران و ایران ببینیم. این بار نه به دست هیتلر و چنگیز ، بلکه به دست موجوداتی که خود را روحانی و مسلمان می نامند. این بار به نام دین و مذهب!

حتی بی رحمانه تر از صحنه هایی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی از تجاوزات اسراییل به فلسطین و آمریکا به عراق برایمان ساخته است!

کشتن و ضرب و شتم وحشیانه زن و پیر و جوان، به گلوله بستن انسانهای بی دفاع، حمله به دانشجویان در دانشگاهها و خوابگاهها، هجوم به داخل منازل شخصی ، حمله به بیمارستانها و ضرب و شتم مجروحان ، تخریب اموال عمومی و شخصی ، دستگیری های فله ای ، دستگیری هر آنکه فکر می کند و سخن می گوید از نویسنده و دانشگاهی تا روحانی و وکیل، شکنجه محبوسان ، باج گیری از خانواده شهدا و مقتولین و دیگر چه چیزهایی که از دید ما پنهان است.

و بعد دروغ فریب افترا فرا افکنی … وقیحانه رذیلانه ظالمانه!

خدایا اینها کیستند که در نماز جمعه دستور قتل انسانهای بی دفاع را صادر می کنند ، بی شرمانه ! انسانهایی را که جز خیابان جایی را برای دادخواهی پیدا نکردند ، گویا آنها آنقدر داستان معاویه و یزید را در مرثیه های خود خوانند که خود معاویه و یزید زمان شدند.

آنها چیستند ؟! انسان ، حیوان یا دیو ودد؟ حیوان نیزنیستند چه برسد به انسان و مسلمان!

چگونه می توانند مسلمان باشند حال آنکه، بی قضاوت می کشند و نابود می کنند ، دروغ می گویند وتقلب می کنند. ذره ذره وجودشان دروغ است و فریب ، میلیاردها پول ملت بیچاره را به یغما میبرند و آنگاه نصیب ملت فقر است و اعتیاد و بی کاری و گرانی و افسردگی .

چگونه مسلمانی هستند که رذیلانه به دامن روسیه و چین برده اند، دو کشوری که دولتمردانش در تاریخ ثابت کردند به هیچ اصولی چه انسانی و چه مذهبی و چه قانونی پایبند نیستند.

آنها اسلام را نیز نابود کردند.

چگونه می توانند انسان باشند ، آخر در وجود انسان می توان ذره ای ترحم و ذره ای تفکر پیدا کرد . حیوان نیز نیستند ، حتی حیوانها نیز بیش از روزی خود نمی درند ، اما اینها هر آنچه جلویشان سبز می شود می کشند و می درند.

بلکه آنها همان قوم یاجوج و ماجوج اند که در قرن بیست و یکم باری دیگر بلای جان انسانیت شده اند.

اما هرچه باشند ، ترسو هستند ، همه از ترس است ،همه این جنایتها از ترس است ، مثل هر جنایتکار دیگر، از مرگ می ترسند ، از از دست دادن تخت و جاه و مقام می ترسند، از سخن گفتن می ترسند ، از خبررسانی می ترسند ، از اس ام اس وحشت دارند ، اینترنت بلای جانشان است، از تجمع می ترسند ، از قانون می ترسند حتی از قانون ابداعی خودشان، از رنگ سبز می ترسند، از افکار عمومی می ترسند، از انتخابات می ترسند، از مردم می ترسند، از تفکر می ترسند ، از الله و اکبر می ترسند ، از ندا می ترسند ،می ترسند و می ترسند.

اما تاریخ ثابت کرده که انتهای مسیر همه این ددمنشان دیکتاتور و حامیانش همان چیزی است که از آنها واهمه دارند. پس چرا درس نمی گیرند؟!

This entry was posted on ۱۴:۴۸ and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

0 نظرات: