ندا صالحی که تا دیروز٫مثل تمام دختران ما٬در پی تحقق آرزوهایش بود.با گام هایی مصمم به میدان کارزار نا برابر قدم گذاشت.او غافل از این بود که دژخیمان از صدای پای معصومیت بیشتر از هر چیز دیگری وحشت دارد.به همین دلیل بود که تاب نیاوردند و با گلوله ای هدایت شده از بیت رهبری قلب او را شکافتند.اما آنها قافل از این بودند که آخرین بارقه هایی که از چشمان معصوم او به بیرون نفوذ کرد آین چنین دنیا را تسخیر کند و از همان دریچه فریاد مظلومیت ملت ایران را به گوش جهانیان برساند.او با آخرین نگاهش همه ی چیزهای ناگفته را برای جهان بازگو کرد و چشم تاریخ را به سوی ما برگرداند...او تکلیف این انقلاب را روشن وقلب همه ما را تسخیر کرد.
قدیمی
|
This entry was posted on ۱۸:۳۶ and is filed under
قدیمی
. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

0 نظرات: