هاشمی میدونستم جا میزنی
۱۳:۰۹ | Author: Evidence
خوب دیروز اکبر رفسنجانی بالاخره حرف زد. تو این مدت که سکوت کرده بود بعضی ها میگفتن داره تلاش میکنه تا اعضای خبرگان رو متقاعد کنه برای تشکیل شورای رهبری... با حرفهایی که دیروز زد معلوم شد که نتونسته این کارو انجام بده. دیروز لپ کلام رفسنجانی حمایت از خامنه ای بود و در دیدار با کمیسیون امنیت ملی مجلس هم گفته بود هر جا اختلاف نظری باشه برای من حرف رهبر حجته. خوب این فرضیه که رفسنجانی در تلاش برای تشکیل شورای رهبری بود به نظر من نمیتونه درست باشه. شاید یه صحبتهایی شده باشه ولی نه به اون جدیت. از نظر من امثال آدمهایی مثل رفسنجانی که فقط پول و ثروت و قدرت براشون مهمه اصولا اهل ریسک کردن نیستن. اینجور آدمها برای حفظ موقعیت خودشون همیشه مصلحت اندیشی میکنن. من حدس میزنم رفسنجانی تو این دو هفته سکوت کرده بود تا ببینه اوضاع چطور پیش میره. به هر حال اون باید از ثروت خانوادگی محافظت کنه. هاشمی دو هفته صبر کرد تا شرایط رو بسنجه و طرف پیروز رو تشخیص بده و بعد به اون طرف متمایل بشه. بعد از دو هفته و سرکوب شدید هاشمی تشخیص داد که خامنه ای در مواجه با موسوی و اعتراضات مردمی موفق شده. برای همین شروع کرد به پاچه خواری رهبر و اینکه حرف رهبر برای من حجته. از این جریان ما چه نتایجی میتونیم بگیریم. اول اینکه افرادی مثل هاشمی تنها چیزی که براشون مهمه موقعیت خودشونه و بقیه موارد رو میتونن با مصلحت اندیشی نادیده بگیرن. حتی اگر جلوی چشم 50 میلیون نفر دزد و مفسد خطاب بشن.حتی اگر دخترشو دستگیر کنن و حتی های دیگه.... بر طبق اصل مصلحت این است میشه همه اینها رو نادیده گرفت برای اینکه قدرت و ثروت حفظ بشه. یه توافق پشت صحنه بین خامنه ای و رفسنجانی که اکبر تو با ما کاری نداشته باش ما هم با تو کاری نداریم. تو بچسب به ثروتت و هر کاری برای افزایشش میخوای انجام بده مجوزشو بهت میدیم تو هم کاری به این نداشته باش که کی رئیس جمهور میشه و کی نماینده مجلس و ... کلا مسائل سیاسی رو بزار به عهده ما.... مورد دومی که بنده از این جریان نتیجه میگیرم اینه که ما ملت آزادی خواه ایران نباید به هیچ کس و هیچ گروه و هیچ کشوری امید داشته باشیم. ما فقط خودمونیم و خودمون. تک و تنها....نباید منتظر بمونیم که فلانی میخواد فلان کارو بکنه یا فلان کشور حمله کنه و یا .... باید با تکیه بر خودمون میهن پاکمون رو پس بگیریم. حقمون رو باید خودمون بگیریم. اینجوری فردای آزادی وطن دیگه هیچ منتی بر سر ما نیست. هیچ کس نمیتونه ادعایی داشته باشه که من فلان کارو کردم.
آخرین نتیجه ای که من از این سکوت و بعد حرفهای هاشمی گرفتم این بود که حالا به مرحله ای رسیدیم که میتونیم بگیم رفسنجانی سن زیادی داره. دیگه اون حسابگری و زرنگی سالهای جوونی رو نداره. قوه تشخیص اوضاع هاشمی بدجوری تحلیل رفته. چون به اشتباه تشخیص داد که خامنه ای تو این جدال نا برابر پیروز شده و ملت شکست خورد. هاشمی فکر کرد تموم شد و همه چی خوابید. نه آقای رفسنجانی منتظر باش و ببین. رژیم از جمعه 22 خرداد ماه سال 1388 تو سراشیبی سقوط افتاد. تو این سی سال افت و خیزهای زیادی داشت ولی حالا با جرات میشه گفت افتاده تو یه سراشیبی تند که راه برگشتی هم نیست. دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره.

گذشته از همه این حرفهای یه نکته ای رو بگم. من همیشه وقتی کتاب تاریخ رو میخوندم در مورد مردم دوره های مختلف قضاوت میکردم. بعد به این فکر میکردم که نسلهای بعد در مورد ما چه قضاوتی میکنن ؟ همیشه این نگرانی رو داشتم که ماها رو یه مشت ترسو و استبداد زده و تو سری خور بدونن که جرات هیچ کاری رو نداشتیم. اما امروز وقتی نگاه میکنم به اتفاقاتی که افتاده برای همیشه این نگرانی از دلم بیرون میره. ما برگ زرین دیگه ای در تاریخ کشورمون رقم زدیم و من چه قدر خوشبخت بودم که تو بطن این جریان بودم. حتی اگر ما امروز به نتیجه نرسیم. فردا مبارزین آزادی تو جشن پیروزی حتما از ماها به نیکی یاد میکنن که شروع کننده این جنبش بودیم. همیشه شروع یه جنبش آزادی خواهی خیلی سخته. مخصوصا تو کشوری مثل ایران که حکومت با ایجاد یه جو رعب و وحشت هر صدای اعتراضی رو به سرعت سرکوب میکرد و اینطور به مردم القا کرده بود که سرتون تو کار خودتون باشه و صداتون در نیاد وگرنه سروکارتون با اطلاعاته . اما ما استارت این حرکت رو زدیم و اینکه کی به مقصد میرسه بستگی داره که ما چه قدر برای رسیدن به آزادی انگیزه داشته باشیم. .اما چیزی که مهمه اینه که رسیدن بهش اجتناب ناپذیره ما فقط میتونیم سرعت رسیدن بهش رو تعیین کنیم. همونطور که گفتم دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره... به امید روزی که به آزادی و دموکراسی برسیم و دیگه هیچ فردی تو این مملکت قدرت مطلق نباشه و قدرت مطلق فقط مردم باشن.
This entry was posted on ۱۳:۰۹ and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

0 نظرات: