این روزها مسئله ی انتخاب آقای اسفندیار رحیم مشایی به سمت معاون اول رییس جمهور جنجال های بسیاری را به دنبال داشته است، بسیاری از مراجع در خصوص این انتصاب اعتراض های جدی دارند حتی خامنه ای نیز به صورت مکتوب از احمدی نژاد درخواست کرده تا رحیم مشایی را برکنار کند اما احمدی نژاد تا این لحظه وقعی به درخواست ها و اعتراض های مراجع و اصولگرایان و خامنه ای نگذاشته است.

حدس و گمان های بسیاری در رابطه با علل پافشاری احمدی نژاد در ابقای مشایی وجود دارد اما بشنوید از مقاله ی امروز نیویورک تایمز به قلم جفری آدامز که راز پافشاری احمدی نژاد را فاش می کند.

ترجمه ی خلاصه ای از مقاله ی جفری آدامز: از فردای روی کار آمدن احمدی نژاد، وی از هر فرصتی برای تهدید کردن اسرائیل استفاده می کرد، این تهدید ها مقامات اسرائیل را واداشت تا به فکر راه چاره ای باشند. سازمان موساد بلافاصله تیمی را تشکیل داد تا راه های تحت فشار قرار دادن احمدی نژاد را بررسی کنند.

در یکی از سفرهای احمدی نژاد به نیویورک، سازمان موساد تصمیم گرفت تا دوربینی را در اتاق ایشان کار بگذارد بلکه بتوانند مدرکی به دست بیاورد که با استفاده از آن احمدی نژاد را مجبور کند دیگر سخنی علیه اسرائیل نگوید.

با هر سختی و مرارتی که بود دوربین کار گذاشته شد اما سازمان موساد امید چندانی نداشت که بتواند مدرکی برای تحت فشار گذاشتن احمدی نژاد به دست بیاورد اما نتیجه بسیار فراتر از انتظار سازمان موساد بود.

در طی دو روز اقامت احمدی نژاد در این اتاق وی چهار بار با یکی از افراد هیئت همراهش معاشقه داشت نکته ی جالب این که معشوقه ی احمدی نژاد نه یک زن بلکه یک مرد بود و جالب تر این که آن مرد کسی نیست به جز اسفندیار رحیم مشایی، شخصی که این روزها بر سر انتصابش به سمت معاون اول رییس جمهور جنجال های بسیاری به پا شده است.

یکی از عللی که باعث شده مراجع و اصولگرایان به این انتصاب واکنش منفی نشان دهند اظهارات آقای مشایی در خصوص دوستی ملت ایران با ملت اسراییل بود اما چه شد که علیرغم دشمنی کینه توزانه ی احمدی نژاد با اسرائیل، مشایی چنین سخنی را بر زبان راند؟

جواب این سوال بسیار ساده است، سازمان موساد قسمتی از فیلم به دست آمده را برای مشایی فرستاد و وی را تهدید کرد که اگر سخنی مبنی بر دوستی بین ملت ایران و اسرائیل نزند فیلم را منتشر خواهد کرد.

نسخه ای از فیلم برای احمدی نژاد نیز فرستاده شد و درست پس از اظهارات مشایی در خصوص دوستی ملت ایران و اسرائیل بود که دیگر شاهد قطع تهدید های احمدی نژاد به اسرائیل بودیم.

اما در خصوص پافشاری احمدی نژاد برای ابقای مشایی فقط یک دلیل وجود دارد و آن هم تمایلات همجنسگرایانه رییس جمهور است، بنابر اخبار موثقی که ما در اختیار داریم رحیم مشایی، احمدی نژاد را تهدید کرده که اگر وی را از مقام معاون اول عزل کند به رابطه ی جنسی خویش با وی پایان خواهد داد و همین موضوع باعث شده تا احمدی نژاد سفت و سخت در برابر مخالفین بایستد.

حسن خمینی از کشور خارج شد
۰۰:۲۰ | Author: Evidence
سیدحسن خمینی به دلیل فشارهای سیاسی جهت حضور در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری، کشور را به مقصد یکی از کشورهای منطقه ترک کرد. گفتنی است وی در چند مدت اخیر برای حضور در مراسم تحلیف و تنفیذ حکم ریاست جمهوری بسیار تحت فشار بوده است و به همین علت برای چند وقتی به یکی از کشورهای منطقه مسافرت کرده است


پسرم به من شک نکن
۰۰:۱۰ | Author: Evidence

عبدالجبار كاكايي از شاعران شناخته شده‌ي ايران است. به گزارش اعتماد ملي، وي در پي حوادث اخير در وبلاگش نوشته است:

اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم، براي جنگي که بود براي تن‌هاي تکيده در لباس‌هاي خاکستري، براي آرامش مادرانم در آوار بمب، براي هيجان پدرانم در آشوب مرگ. اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم براي آفتابي که بي‌نياز از دليل بود. از جنگ که برگشتم پيراهن خاکستريم را آويختم به ديوار خاطرات و به زندگي با مردمي سلام گفتم که عطر شناسنامه‌هايشان در مشام جانم بود و اسمم در ميان اسم‌هاي‌شان باليد و کم‌کم بزرگ شد. با گريه‌هايشان گريستم و با خنده‌هايشان خنديدم و امروز کنار من بودي و بي‌گناه سيلي خوردي، از کسي که لباس خاکستري مرا پوشيده بود مقابل چشم حيرت‌زده من سيلي خوردي در بي‌پناهي و ناچاري وخدايي که تنها دوستت بود، ديد که بي‌گناه سيلي خوردي، از حشره‌اي که در لباس من خزيده بود همان لباسي که من به ديوار خاطراتم آويخته بودم. و آن لحظه انديشيدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلايي چنين نمي‌شد.

پسرم به تن‌هاي تکيده‌اي که در لباس من سال‌هاي پيش جنگيدند شک نکن. به قهرمانان قصه‌هاي من شک نکن، به رودخانه‌هاي خون آلود اروند و کارون شک نکن، به تن‌هاي مجروح تنگه چذابه شک نکن، به بدن‌هاي خاک آلود دشت‌هاي مهران شک نکن، فقط به حشره‌اي شک کن که در لباس من خزيده بود

خوب يه مدتی نبودم بخاطر یه سری مشکلات ولی دوباره برگشتم و خوشحالم جنبش زنده س و دیگه چی میگن ریشه زده و حالا بعد از این فقط قد میکشه و ریشه هاشو محکم میکنه. جنبش نشون داده که در پی طوفانهای سهمگین از پا در نیومده و هر روز داره قوی تر و عمیق تر میشه... منم افتخار میکنم خودمو جزئی از جنبش سبز میدونم.
اولین مطلب بعد از این مدت رو اختصاص دادم به صحبتهای مادران شهید که در مورد بچه هاشون گفتن. من که اشکم سرازیر شد از خوندنش...

- صدای هراس مادران عزاداری که دلبندانشان را در روزهای اعتراض از دست داده بودند می شنیدم. اما وقتی مادر سهراب ضجه زد و قهرمانانه بر مزار سهراب ایستاد و قاتلین را تهدید کرد هراس از دل مادر ندا و مادران داغدار دیگر رفت و مادران یکی یکی سکوت می شکنند. به همان اندازه که در انعکاس صدای موسوی، کروبی و دیگر رهبران گروههای معترض به انتخابات، احساس مسولیت می کنیم در بازتاب ، ترجمه ، انتشار و انعکاس صدای مادران شهید داده این روزهای ایران نیز احساس مسولیت کنیم که این روزها رهبر همین مادران اند که صدای مادرانه و دردمند همین مادران برای بیدار کردن مادران دیگری که بی تفاون نشسته و یا به دوبت دروغ اندک اعتمادی دارند هنوز، رسا تر از صدای همه مردان سیاست است. رهبر جنبشی که در ایران شکل گرفته همین مردم اند. صدای مردم شاید برای بیداری مردمی دیگر رساتر از صدای هر سیاستمداری باشد. هر یک از ما به اندازه یک رسانه باید در انعکاس صدای آنها در هر جای دنیا قدم برداریم و. بخوانید تکه هایی از واگویه های مادران را. «مادران سبز مادران سرخ» :

مادر ندا

به گزارش خبرنگار نوروز، پسر عموی ندا آقا سلطان به همراه همسرش در روز عید مبعث به دیدن خانواده سهراب اعرابی رفتند. آنها اعلام کردند که قرار است روز پنج شنبه، هشتم مرداد به مناسبت چهلم ندا بر سر مزار او حاضر شوند. خانواده ندا گفتند که برای این مراسم اعلام عمومی نخواهند داشت، اما از حضور مردم استقبال میکنند. این مراسم با مراسم برخی دیگر از کشته شدگان وقایع اخیر که چهلمین روز شهادت آنها منتهی به هفته اول مرداد ماه خواهد بود در یک روز برگزار میشود. پیشبینی میشود به همین مناسبت جمعیت قابل ملاحظه ای در قطعه ۲۵۷ گرد هم آیند. خانواده آقا سلطان پس از پایان مراسم در بهشت زهرا پذیرای دوستداران ندا در منزل خود خواهند بود. ساعت دقیق مراسم چهلم ندا از سوی خانواده آقاسلطان اعلام نشد. پسرعموی ندا در این دیدار از فشارهایی که پس از شهادت ندا بر خانواده او وارد شده سخن گفت. به گفته وی در روز مراسم خاکسپاری ندا آقاسلطان، ماموران امنیتی پیش از خانواده ندا در بهشت زهرا حضور داشته و پس از پایان مراسم اجازه ندادند خانواده ندا حتی برای مدت کوتاهی بر سر مزار او حضور یابند. آنها به مادر ندا که در سر مزار دخترش گریه میکرده، گفتند که ” فاتحهات را که خوانده ای، بلند شو برو ” !. با این حال خانواده ندا به مادر سهراب گفتند که دیگر حاضر نیستند ” باب میل آنها ” رفتار کنند. به گفته پسرعموی ندا، اغلب دوستان ندا نیز مورد بازجویی قرار گرفتهاند.

مادر مسعود

پسرم خیلی به زندگی امیدوار شده بود ، هیچ وقت مسعود را تا این اندازه شاداب ندیده بودم . مسعود پسرآرام و صبوری بود بیشتر اهل هنر بود تا سیاست ولی نمی دانم چرا در این دوره انتخابات اینقدر دگرگون شده بود .

این جملات را خانم فاطمه محسنی مادر مسعود هاشم زاده که در راهپیمایی مسالمت آمیز شنبه۳۰خرداد در خیابان آزادی تقاطع شادمان به ضرب گلوله نامردان از پای در آمده است چندین بار با آهی طولانی در بین صحبت هایش تکرار می کند.

مادر ۴۸ ساله ای که پسربزرگ اش را از دست داده و بعد از یک ماه از شوک بیرون آمده و می خواهد حرف بزند ، فریاد بزند و از ظلمی که بر خود و خانواده اش رفته سخن بگوید .

می دانم یادآوری روزهای گذشته خیلی سخت است ، هر طوری که مایلید برایمان تعریف کنید که چه بر سر فرزندتان آوردند .

نه ، اول خیلی ترسیده بودم و حرف نمی زدم چون پسر دیگرم میلاد و دوست اش را هم دستگیر کرده بودند و ما را خیلی تحت فشار قرار داد بودند که حتی سر مزار پسرم بلند گریه نکنیم ولی حالا فکر می کنم چرا حرف نزنم چرا از پسرم نگویم .

من رشت بودم که این اتفاق افتاد . مسعود به پدرش گفته بود می روم منزل دوستم ، شاید برای اینکه پدرش نگران نشود ، میلاد پسر دیگرم تصادفا می بیند که یک نفر تیر خورده و روی دست مردم است از ساعت اش می شناسد که مسعود است و همرا مردم مسعود را می برند به اولین درمانگاه و همانجا تمام می کند .من رشت بودم رفته بودم منزل پسر دیگرم که به ما تلفن زدند که مسعود دستگیر شده ، همان موقع قلبم فرو ریخت ، گفتند بیایید تهران . ما خواستیم حرکت کنیم دوباره تلفن زدند که نیایید مجروح شده ما می آییم .

دلم گواهی بد داد دیدم فامیل ها آمدند و خانه پر شد .

پسرم میلاد بعد از اینکه برادرش تمام می کند به پدرش خبر می دهد و مسعود را با هزار مکافات با ماشین شخصی به روستای ولی آباد روستای خودمان در خشکبیجارمی آورند چون نمی خواهند مسعود به دست مامورین بیافتد .

ما هم رفتیم ولی آباد نزدیک صبح شده بود در روستای ما درمسجد غسالخانه هست و همان جا غسل می دهند برادرش گفت خودم غسل اش می کنم که مامورین ریختند و گفتند باید جسد را به پزشک قانونی ببریم و میلاد و راننده را هم دستگیر کردند و به رشت بردند در حالی که پزشک درمانگاه گواهی فوت صادر کرده بوده و مدتی هم منتظر آمبولانس مانده بودند اما چون تهران حالت عادی نداشت تصمیم گرفتند با ماشین یکی از دوستان در واقع جسم بیجان برادر را حفظ کنند .

مردم اعتراض نکردند ؟

چرا همه فامیل اعتراض داشتند ولی چون دو نفر را دستگیر کرده بودند نگران بودند که بلایی سر این دو نفر بیاورند . من هم حاضر نشدم در روستا بمانم و همراه بقیه به رشت رفتیم ، تا ساعت ۱ بعدازظهر مقابل پزشک قانونی ایستادیم تا بالاخره مسعود را تحویل ما دادند . برگشتیم روستا ، مسعود آنجا را خیلی دوست داشت ، سعی کردیم نزدیک دریا

که مادر بزرگش هم آنجا دفن شده بود به خاک بسپاریم اش که باز بنا به دلایلی نشد ، بالاخره مراسم خاکسپاری تمام شد و شما تصور کنید من چه حالی داشتم خدا نصیب دشمن نکند یک پسرم را از دست داده ام پسر دیگرم با دوستش که لطف کرده و تا ولی آباد در آن شرایط سخت رانندگی کرده بازداشت شده اند و در انفرادی نگهشان داشته اند و ماموران امنیتی هم مرتب ما را تهدید می کنند که حداکثر سر مزار باید ۵ نفر باشند و با صدای بلند حتی گریه نکنید .

اعلامیه مراسم سوم وهفتم را دم منزل زده اید آیا برگزار شد ؟

خیر . نگذاشتند.تمام اعلامیه ها را از دیوارهای روستا کندند و اجازه ندادند مراسمی برگزار کنیم و هر روز هم می گفتند به تهران برگردید نتوانستم حتی راحت سر خاک بچه ام گریه کنم . جواب خدا را چه خواهند داد . دلم از این می سوزد که پسرم خیلی مظلوم رفت حتی یک مراسم هم نداشتیم . البته وقتی آمدیم تهران مردم خیلی لطف کردند هر کسی فهمید آمد دیدن ما . حتی آقای موسوی . کاش خود مسعود می دید خیلی به آقای موسوی علاقه داشت . جمعه روز رای گیری با چه ذوقی من و پدرش را برد و ساعت ها هم در صف ایستادیم و خودش برگه رای را نوشت و خوشحال برگشتیم و رفتیم پارک چیتگر وقتی عصر از پارک برگشتیم رفت محل رای گیری دید تعطیل شده ، برگه نداشتند یا تمدید نشده بود خلاصه خیلی کلافه به خانه برگشت که خیلی ها نتوانستند رای بدهند .

از مسعود برایمان بگویید تا بیشتر با این عزیز که فقط جسم اش از بین رفته آشنا شویم .

نمی دانید چه موجودی بود ، آرام ، صبور و مودب . هیچ وقت کسی را ناراحت نمی کرد . همیشه سرگرم کاری بود وقتی از سر کار می آمد در اتاقش یا مشغول کتاب خواندن بود یا موسیقی کار می کرد یا فیلم می دید . دوست دارم اتاقش را ببینید صدها فیلم دارد ، فیلم های خوب . به فیلم های سینمایی خیلی علاقه مند بود . هر کاری را که شروع می کرد می خواست تا درجه استادی پیش برود . استاد سنتور و ساز دهنی بود . طراحی و نقاشی می کرد ، می خواست مجسمه سازی را هم شروع کند که ……. هر شب باید ساز دهنی می زد و یک فیلم هم می دید خیلی از وقت اش خوب استفاده می کرد .۲۷ ساله بود ولی شاید به اندازه دو برابر سن اش تلاش کرده بود .

بعد از نتایج انتخابات چه حالی داشت ؟

خیلی ناراحت بود . خوب همه می فهمند که حق کشی شده . یک شب داشتم نماز می خواندم بعد از نماز دعا می کردم و با خدای خودم راز و نیاز می کردم و گریه می کردم ، بعد از نماز آمد و پرسید که مادر چرا گریه می کنی ؟ گفتم از خدا می خواهم که کمک کند مردم موفق بشوند و به حق شان برسند ، خیلی ناراحت بود و روزهای آخر در خود فرو می رفت و بیشتر فکر می کرد و کمتر حرف می زد .

مادر سهراب:

روزآن لاین : از حال و روز خودتان بگویید. از فضای خانه.

ما نسبت به دو سه روز اول خیلی آرام تر شده ایم. مردم همین طور می روند و می آیند. آن روزها که می رفتم و می آمدم، تمام شده. الان اما احساس می کنم سهراب دیگر مال من نیست. مردم این را می گویند. می گویند سهراب مال شما نیست دیگر؛ مال ماست. شما تنها او را از دست نداده اید. این بچه مال ما بوده، ما او را از دست داده ایم.

شنیدیم شمع روشن کرده اند تا دم در خانه تان.

بله در همین شهرک، تا دم در خانه شمع گذاشته بودند. همه با چشمان گریان می آیند و می روند. بیرون هستند. دیشب دیگربه آنها گفتم بروید، برایتان دردسر نشود. من ناراحت می شوم. ولی تا من آمدم بالا دوباره شعار دادند و صحبت کردند و نشستند و شمع روشن کردند و ادامه دادند.

آقای موسوی و خانم رهنورد هم امروز آمدند پیش تان.

بله امروز آمدند. صحبت کردیم.

چه گفتند؟

با ما ابراز همدردی کردند و گفتند سهراب فقط بچه شما نبوده، بچه ایران بوده. گفتند ما نمی گذاریم خون او پایمال بشود؛من هم گفتم: خودم هم نمی گذارم خون بچه ام پایمال بشود. ایشان گفتند نه فقط خون بچه شما، که خون بچه های دیگر را هم نمی گذاریم پایمال شود.

خانم رهنورد چه گفتند؟

ایشان هم درباره همه این بچه ها صحبت کردند و گفتند این نشان دهنده سطح فکر بچه های جامعه ماست. حالا سرفرصت حرف هایشان را می نویسم.

این چند روزماموران مزاحم شما نشده اند؟ نگفته اند چرا می روند، چرا می آیند…

نه؛ نه. حالا نمی دانم علتش چیست. شاید به قول معروف روش شان عوض شده؛ نمی دان. ولی کاری نداشتند.

شما داستان سهراب تان را دنبال می کنید؟

بله؛ معلوم است. برای اینکه بچه من برای من خیلی ارزش داشته. شاید برای آنها ارزش نداشته باشد، ولی برای من خیلی ارزش داشته.

آخر این بچه کاری هم نکرده؛ یک روبان سبز به دستش بسته و سراغ رایش را گرفته است.

دقیقا. من هم همین را گفتم. گفتم بچه من فقط برای اعتراض به اینکه رایش را نخوانده اند، بیرون رفته بود. نه اسلحه ای داشته، نه صدای اعتراضش وحشتناک بوده که آنها بخواهند با او چنین بکنند. بچه من خیلی ارزش داشت؛ او سرمایه این مملکت بود.

شنیدم خود را برای کنکورآماده کرده بود.

بله؛ او چون پدرش فوت کرده بود، دو سه سال سختی داشت و نتوانست خوب درس بخواند. ولی این بار خیلی خوب درس خوانده بود. زحمت کشیده بود و امید هم داشت که قبول بشود.

در این مدت روزهای سختی را گذراندید؛ نیست؟

بله؛ه مه می دانند. همه در این چند روز مرا دیدند و می شناسند. چه اداره جات؛چه مردم. همه آنها دیدند که من چه کشیدم. دلم از این می سوزد که من امید داشتم و آنها مرا ناامید کردند.

سهراب، چه جور بچه ای بود؟

به آقای موسوی هم گفتم اگر از او تعریف کنم می شوم حکایت سوسکی که وقتی بچه اش از دیوار بالا می رود می گوید قربان دست و پای بلوریت بروم. ولی سهراب واقعا بچه بسیار خوبی بود. صبور. ساکت. آرام. منطقی و بافکر بود. قبل از انتخابات خیلی تلاش کرد بقیه را متقاعد کند که رای بدهند؛ چون سرنوشت مردم ما با رای تعیین می شود. ولی متاسفانه وقتی مردم رای دادند و این بلا سرما آمد، خیلی ناراحت شد. یعنی احساس می کرد توهین عظیمی به مردم شده. به خودش توهین شده. می گفت: به من توهین شده، نمی توانم این توهین را تحمل بکنم. این کوچکترین کاری بود که ما می توانستیم برای کشورمان انجام بدهیم؛ برای خودمان انجام بدهیم. چرا این طوری شد؟ چرا باید این جوری بشود. سهراب خیلی به این مسئله حساس بود. قبلش هم که خیلی کمک بود در خانه. بخصوص که پدرش دو سال مریض و در خانه بود. همه می دانند که سهراب در آن مدت چه کمکی بود برای من. مثلا شب می دید من خسته ام، می گفت مامان تو برو بخواب من بیدارم. یا روز که از مدرسه می آمد می گفت: مامان من آمدم، بقیه کارها را بگذار من انجام می دهم. یا وقتی دنبال کارهای اداری می رفتم، او در خانه مواظب پدرش بود. من ۴ پسر دارم، همه آنها را دوست دارم؛ ولی سهراب بچه فوق العاده ای بود. همه بچه هایم خوب هستند. ولی برادرهایش هم می گویند سهراب خیلی زحمتکش بود.

و این سهراب هم بس که خوب بود به سهراب تاریخ پیوست.

اتفاقا مردم هم به من همین را می گویند. می گویند اسم سهراب دوباره در تاریخ نوشته خواهد شد. سهراب در شاهنامه فردوسی، پیام آور خوبی بود، این سهراب هم همین طور بود. همین طور شد. با این حال من خوشحالم که بچه ام در راهی رفت که راه نادرستی نبود. اگر معتاد بود، اگر خلافکاربود اتفاقی برایش می افتاد، نمی توانستم سرم را جلوی مردم بلند کنم. ولی الان با افتخار می گویم بچه ام در راه نیت پاکش، در راه اعتقادی که داشته رفته. با اینکه برایم خیلی سخت است که سهرابم رفته، اما خوشحالم که با حرف و حرکات بچه هایی مثل سهراب، مردم تکان شدیدی خوردند و متوجه شدند که بچه ها دارند بیگناه کشته می شوند.
دولت ضدایرانی
۲۳:۱۸ | Author: Evidence

چند روز پیش یک مقاله تو همین بالاترین می خوندم که یکی از دوستان نوشته بود، اگر فلسطینی یا عرب بودیم، خیلی احتمالش زیاد بود که کمکی از این دولت بگیریم ولی چون ایرانی هستیم، نمی شه از این دولت انتظاری داشت.
امروز وقتی جریان این خانم محجبه مصری رو خوندم، فهمیدم دولتی که خودش، خودش رو سر کار آورده، درواقع رئیس مردم مصری و .... هست! همین چند روز پیش تو ایران (مملکتی که دولت فعلی نمی شناسه کجاست) هم خانم بارداری هدف گلوله قرارگرفت، دختر جوانی جانش را از دست داد، خون جوانانی برای اعلام نظرشان بر کف خیابانها ریخت.... ولی دولت نه دید و نه شنید و نه حرفی زد تازه فهمیده ام دولت مردم ایران با دولت سیاستگذاران ایران فرق دارد. آنها دلشان بحال غیرایرانیها می سوزد، امروز مصریها، دیروز فلسطینیها و لبنانی ها و فردا معلوم نیست چه کسی! اشتباه نکنید، منظور مسلمانها نیستند، آنها کشتار مسلمانان چین را هم ندیدندمن فقط یک سوال از این آقایان سیاستمدار دارم، شما که مسئول و دلسوز مصریها، لبنانیها، فلسطینیها هستید، چرا انتخاباتتان را در بین مردم ایران برگذار می کنید؟
اینجا باوجود آلودگیهای شما تنفس سخت شده است، بی زحمت بروید و این حمایتها و وظایفتان را در بین مردم خودتان به انجام برسانید ما را با خودمان و خدایمان تنها بگذارید
چرا لال شده اید؟
۲۳:۳۱ | Author: Evidence
دو سه روزی است که در یکی از ایالت های چین شورشی مردمی راه افتاده است . ظاهرا در این

ایالت تعداد زیادی مسلمان زندگی می کنند که از تبعیض های رژیم چین به تنگ آمده و آن کردند که

اکنون شاهدش هستیم .

درست به هملن صورتی که در ایران اتفاق افتاد فقط با این فرق که در همان چین آنقدر ازادی برای

خبرگزاری ها هست که تمام صحنه ها را به تصویر بکشند و خبرنگار و فیلم برداری به بهانه جاسوسی

دستگیر و اخراج نشود .

عده ای جاهل و نفهم هندوانه کال رهبریت مسلمانان جهان را در زیر بغل خامنه ای گذاشتند و عجیب

است که این رهبر پوشالی در باره این کشتار ساکت است ! لال شده است . آخر پای چین را به تمام

عرصه های این کشور از امور فنی بگیر تالباس زیر زنانه و مردانه و شاید هم خیلی چیزهای دیگر ,

باز کرده اند . آخر همه کاره در این کشور چینی ها شده اند ! آخر شال فلسطینی خامنه ای هم در خود

چین درست شده است ! آخر چین هم از نظر مهرورزی و عدالت پروری فرق چندانی با همین اراذل

و اوباش اسلامی ندارد . برای همین است که اسلام پویا در اینجا وارد عمل می شود و خامنه ای را

مجبور می کند که خفه شود !

آقای خامنه ای ! تو که ادعایت گوش جهان را کر کرده و انگار چاک اسمون پاره شده و تو تنها منجی

مسلمانان شده ای ! پس چرا در این مورد لال شده ای ! چرا خفقان گرفته ای ؟
بسیجی نباش
۲۳:۳۱ | Author: Evidence

بی شک پس از حوادث اخیر در ایران به جرات می توان گفت بی آبروترین نهاد در نزد مردم بسیج است بسیجی که با چماق و کابل و گاه اسلحه به جام ملت خود افتاد و اندک آبروی باقیمانده خود را به باد داد تا بلکه دل عالیجنابانش را خشنود سازد.این روزها ننگ است اگر کسی خود را بسیجی بداند. ننگ است شال بسیج به گردن انداختن و قطعا تنفر مردم از این نهاد و اشخاص در این دوران به اوج خود رسیده است.نکته قابل توجه آنکه پس از حوادث 18 تیر حکومت و سیستم حاکم بر ان سعی کرد تا با کشاندن پای بسیج به مدارس و ادارات و دانشگاهها آن را نهادی خود جوش قلمداد کند و به خیال خود ان را نهادی مردمی سازد اما واقعیت موضوع در این چند هفته خود را جلوی چشمان بهت زده مردم نمایان ساخت و مشخص گردید که در پس نیروی مقاومت بسیج هیچ هدفی غیر از سرکوبی مردم و نظامی کردن فضای جامعه نبوده است. این واقعیت این روزها بیش از گذشته خود را برای مردم نمایان کرد و مجموعه حوادث کمک کرد تا این سازمان بیش از گذشته ذات پلیدش را نمایان سازد.

سخن در این میان با چماق به دستان مزدور نیست سخن با کسانی نیست که هفته های گذشته به جان مردم افتادند و تا کشتار مردم پیش رفتند سخن با کسانی نیست که در آینده هم از این کشتارو جنایت ابایی نخواهند داشت ان ها مزدورانی هستند که دیگر جزئی از ملت ایران نیستند و مردم این پیکره فاسد را از خود جدا کرده است. روی این سخن و گفتار با کسانی است که نادانسته ، ناخواسته و یا برای کسب اندک منفعتی عضو این سازمان مخوف شده اند

روی سخن با ان هاست و یک سوال! به راستی آیا چند ماه کاهش سربازی، چند بن کارمندی بیشتر و یا یک سفر تفریحی دانشگاهی ارزش پذیرش این ننگ را دارد؟ آیا امکاناتی چنین جزئی ارزش همراهی با چنین گناهی عظیم را دارد؟ بیایید دست از این سازمان فاسد بکشید و خود را از سهیم بودن در این کشتار و جنایات دور کنید.

فراموش نکنیم بسیج در دوران جنگ هشت ساله نام مقدسی بود برای دفاع از شرافت و ناموس و مرزهای ایران، فراموش نکنید که بسیج جایگاه انسان های والایی بود که برای جلوگیری از نفود دشمن متجاوز فداکارانه مرگ را به آغوش کشیده اند.فراموش نکنید بسیجیان دوران جنگ جوانمرادان دوران ما بوده اند. حال مقایسه کنید سینه هایی را که سپر تیر دشمن شده اند و چماق به دستانی که بر سر هم وطنان خود می کوبند. بیایید با کناره گیری از این نهاد مخدوش شده دست کم افتخارات گذشته آن را پاس بداریم و همه با هم بر پیکره بی جان و متعفن آن زار زار بگرییم
مهندس حمید مداح شورچه فعال در ستاد مرکزی میرحسین موسوی در مشهد به شهادت رسید.او که از فعالان ستاد میرحسین موسوی در مشهد بود بعد از اعتراض به نتایج انتخابات همراه با گروهی از اعضای ستاد مشهد در صحن مسجد گوهرشاد دست به تحصن زد که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. او در مدت بازداشت تحت شکنجه قرار گرفت تا چند روز بعد از آزادی به دلیل شدت جراحات وارده جان سپرد.پزشکی قانونی علت مرگ وی را خونریزی مغزی اعلام کرده است.گفتنی است مراسم یادبود او روز یکشنبه 14/4 برگزار شد.
روحش شاد
نابودی دیکتاتور
۱۴:۱۲ | Author: Evidence

مقایسه وضعیت ایران با اروپای شرقی در رسانه های اتحادیه اروپا
استکهلمیان - آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان، روز پنج شنبه دوم ژوئیه در سخنانی حوادث ایران را مشابه برخورد "اشتاتزی" پلیس مخفی آلمان شرقی در دوران تسلط کمونیست ها در این کشور توصیف کرد. مطبوعات اروپا نیز به مقایسه وضعیت امروز ایران با دوران تسلط کمونیسم بر اروپای شرقی پرداخته اند.

اما در اروپای شرقی چه گذشت و چرا صدر اعظم آلمان حوادث ایران را مشابه روند حوادث در کشورهای اروپای شرقی سابق و دیکتاتوریهای برپا شده بر اساس ایدئولوژی در آنها می داند.

خونین ترین حوادث در جریان سرنگونی کمونیسم در اروپای شرقی در رومانی اتفاق افتاد که شاید بیشترین شباهت را با حوادث امروز خیابانهای ایران دارد. نیکولای چائوشسکو تنها رهبر در اروپای شرقی بود که حاضر به پذیرش حکم تاریخ نشد و در برابر جنبش آزادیخواهی ملتش مقاوت کرد و در نتیجه تبدیل به تنها رهبر اروپای شرقی نیز شد که بدنبال سقوط کمونیسم محکوم به اعدام گردید.

نیکولای چائوشسکو دیکتاتور رومانی در سال 1965 از سوی حزب کمونیست به "ریاست جمهوری" این کشور منصوب شد. او بمدت 24 سال خود را بعنوان "رهبری" که مردم رومانی هیچ نقشی در انتخابش نداشتند بر آنان تحمیل کرد. چائوشسکو بمانند هر دیکتاتور دیگری تصور می کرد که شکست ناپذیر است و با اتکا بر نیروی نظامی و نیز پلیس مخفی مخوفش "سکوریتاس" قادر است تا مردمی را که تشنه آزادی اند تا ابد مجبور به پذیرش "رهبری" خود کند.

در دسامبر سال 1989 و در حالیکه نیکولای چائوشسکو در بازدید رسمی از ایران بسر می برد و بعنوان اولین رئیس جمهور یک کشور خارجی بر روی آرامگاه آیت الله خمینی تاج گل نهاده بود مردم شهر "تیمی سوآرا" در رومانی در تظاهراتی صلح جویانه خواستار آزادی و حقوق انسانی خود شدند.

النا چائوشسکو همسر دیکتاتور, و معاون نخست وزیر, در حالیکه چائوشسکو در ایران مشغول یک دیدار رسمی بود در روز 16 دسامبر 1989 دستور کشتار و سرکوب تظاهرکنندگان آزادیخواه شهر "تیمی سوآرا" را صادر نمود. ده ها تن از تظاهرکنندگان آزادیخواه در این سرکوب جان باختند.

چائوشسکو پس از بازگشت از مسافرت رسمی از ایران, ضمن حمایت از کشتار تظاهرکنندگان شهر "تیمی سوآرا" آنان را "خرابکاران خارجی" خواند که "قادر به دیدن پیشرفتهای مردم رومانی نیستند".

چائوشسکو پس از این بیانات به مانند رسم هر سال به همراه همسرش و دیگر سران حکومتش در بالکن قصر ریاست جمهوری رومانی ظاهر شدند تا بمانند 24 سال گذشته سخنانی تهی از حقیقت را برای مردم رومانی بر زبان آورند.

اما در میان شگفتی جهانیان, صدها هزار نفر از مردمی که با در دست داشتن عکسهای چائوشسکو و دیگر سمبلهای حزب کمونیست رومانی جهت شنیدن سخنان "رهبر" در میدان مقابل قصر گرد آمده بودند ناگهان "رهبر" را "هو" کردند و بمانند جرقه ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد بسوی قصر ریاست جمهوری هجوم بردند. جهان هنوز مات حرکت مردم رومانی است که با تصاویر چائوشسکو و سمبل های حزب کمونیست رومانی در دستشان تومار حکومت وی را در هم پیچیدند.

نیکولای چائوشسکو و همسرش النا لحظاتی ناباورانه از بالکن قصر شاهد منظره ای بودند که در تصورهیچ کس نمی گنجید. نیروهای امنیتی دیکتاتور به سوی مردم آتش گشودند, اما جلوگیری از خیزش چند صد هزار نفری مردم که دیگر به دروازه های ورودی قصر ریاست جمهوری رسیده بودند با هیچ سلاحی و با هیچ نیروی امنیتی امکانپذیر نبود. چائوشسکو و النا خود را به بام قصر رسانده و با هلیکوپتری در صدد فرار از رومانی بر آمدند. پس از دقایقی پارلمان و کاخ ریاست جمهوری و دیگر نهادهای دولتی به تصرف مردم در آمده بود.

تعدادی از نظامیان رومانی در کنار مردم کشور خود قرار گرفتند و در روز 25 دسامبر سال 1989هلیکوپتر نیکولای چائوشسکو و النا را در حالیکه در حال فرار از کشور بودند توسط جنگده های ارتش مجبور به فرود آمدن در خاک رومانی کردند.

تنها ساعاتی بعد چائوشسکو و همسرش در یک دادگاه مردمی بواسطه سرکوب و کشتار شهروندانی که تنها خواسته شان آزادی بود محاکمه و محکوم به تیرباران شدند. حکم اعدام بلافاصله و در مقابل دوربین های تلویزیونی در شهر مرزی "تارگو ویسته" رومانی به اجرا در آمد. فیلمبردار در لحظات قبل از تیرباران, تصویر را بر روی دستبند طلای گرانبهای همسر رئیس جمهور و صدر هیئت رئیسه حزب "کمونیست" رومانی زوم کرده بود که قبل از تیرباران از پشت بسته شده بود.

دادستان در دادگاه به چائوشسکو گفته بود: "تو بهتر بود در همان ایران باقی می ماندی, جای تو در همان جا بود". صحنه محاکمه و سپس تیرباران دیکتاتور رومانی و مقاومت او و همسرش النا قبل از اجرای حکم از تلویزیون رومانی و دیگر کشورهای جهان پخش شد. نیکولای چائشسکو و النا حتی تا آخرین لحظات قبل از تیرباران قادر به باورکردن این واقعیت نبودند که تومار حکومتشان به این سرعت درهم پیچیده شده است. چائوشسکو تنها مدت کوتاهی قبل از روز اعدامش بعنوان "رئیس جمهور رومانی" میهمان حکومت ایران بود.

جالب توجه است که چائوشسکو دیکتاتور رومانی تنها "رئیس جمهور" جهان بشمار می رود که بواسطه زمان طولانی حکومت دیکتاتوری اش هم میهمان رسمی پادشاه و ملکه ایران در زمان حکومت شاهنشاهی و هم میهمان حکومت اسلامی بوده است.

پس از اعدام نیکولای چائوشسکو تصاویر بازدید رسمی او از ایران بدون سرو صدا از همه جا حذف شد, چون تاج گلی که یک رهبر منفور و معدوم بر آرامگاه آیت الله خمینی قرار داده بود دیگر جز رسوایی دارای ارزش دیگری نبود.

و چنین شد عاقبت دیکتاتوری که سرانجام گرفتار خشم ملت خود گردید. پس از اعدام دیکتاتور نوبت به فرزندان و دیگر حامیان و سرکوب کنندگان خیزش آزادی خواهی رومانی رسید که یکی پس از دیگری به دستهای عدالت سپرده شدند. از جمله "نیکو چائوشسکو" پسر 38 ساله دیکتاتور بواسطه جرائم متعدد در رابطه با نقض حقوق بشر که با سوء استفاده از موقعیت پدرش در دوران حکومت او مرتکب شده بود به 20 سال زندان محکوم شد. او در سال 1992 بواسطه دلایل انسانی و بیماری از زندان آزاد شد و چهار سال بعد در سن 45 سالگی جان سپرد.

پس از اعدام دیکتاتور رومانی و همسرش, فیلم و تصاویری که از فقر, نکبت و گرسنگی مردم این کشور در جهان منتشر شد تاثر دنیایی را برانگیخت.

اینک 20 سال پس از سرنگونی چائوشسکو, مردم رومانی دارای کشوری آزاد و دمکراتیک و از اعضای اتحادیه اروپا هستند.

خصلت جداناپذیر دیکتاتورها که تصور می کنند شکست ناپذیرند و زمانی به خود می آیند که واقعیت از آنان پیشی گرفته است بخشی از تاریخ بشری است. سرنوشت صدام حسین در عراق, چائوشسکو در رومانی, پینوشه در شیلی, هونه کر در آلمان شرقی, فروپاشی اتحاد جماهیر شوری با وجود دیوارهای آهنین و زرادخانه اتمی اش وووو تنها نمونه های کوچکی از پایان غیر قابل اجتناب تعدادی از دیکتاتورهای تاریخ 30 ساله اخیر جهان هستند و بی شک آخرین نمونه ها نیز نخواهند بود.

مسیرهای راهپیمایی فردا
۱۴:۱۱ | Author: Evidence
دوستان برای فردا حتما برنامه ریزی کنید. ساعت 4 تو مسیرهای تعیین شده. نه قراره شعار بدیم و نه راهپیمایی... فقط حضور داشته باشید. ما فقط میخوایم بگم ما هستیم. بزارید اون نیروهای جنایتکار مجبور بشن از ساعت 12 ظهر تو این گرما تو خیابون بایستن. هیچ خطری تهدیدتون نمیکنه. فقط ساعت 4 تو شهر حضور داشته باشید. مثل همه روزهای دیگه. فرقش اینه که فردا همه ما ساعت 4 میریم. جلوی ویترین مغازه ها بایستید. وانمود کنید برای خرید اومدید. باور کنید حضور جمعیت چنان لرزه ای بر اندام دیکتاتور میندازه که خواب و خوراک رو ازش میگیره. اجازه ندیم اونا جلسه پیروزی بزارن و بگن خوب دیگه تموم شد... بزارید همیشه نگران و مضطرب باشن. پس وعده ما ساعت 4 بعد از ظهر... برای تفریح و دور زدن تو شهر....

تهران به مقصد دانشگاه تهران :

1- میدان ونک – میدان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
2- میدان قندی – خیابان سهروردی – میدان هفت تیر – خیابان کریم خان – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
3- میدان امام حسین – میدان فردوسی – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
4- میدان امام خمینی (توپخانه) – میدان 31 شهریور – خیابان حافظ – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
5- میدان راه آهن – میدان منیریه – خیابان ولیعصر – خیابان انقلاب – میدان انقلاب
6- خیابان رودکی (سلسبیل) – خیابان آزادی – میدان انقلاب
7- میدان آزادی – خیابان آزادی – میدان انقلاب
8- میدان صادقیه – ستارخان – میدان توحید – بزرگراه نواب – خیابان آزادی – میدان انقلاب
9- تقاطع جلال آل احمد وکارگر – خیابان کارگر – میدان انقلاب


شیراز :

1- خیابان ستارخان – خیابان ملاصدرا – خیابان زند – فلکه ستاد
2- میدان دانشجو (علم) – خیابان باغ ارم – بلوار آزادی – فلکه ستاد
3- چهارراه سینما سعدی – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
4- دروازه کازرون – چهارراه گمرک – چهارراه پارامونت – خیابان مشیرفاطمی – فلکه ستاد
5- شاهچراغ – چهارراه نمازی – فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد
6- دروازه اصفهان – – فلکه شهرداری – چهرراه زند – فلکه ستاد


مشهد :


1- پارک ملت – بولوار سجاد – فلکه راهنمایی
2- میدان بوعلی – میدان فردوسی – فلکه راهنمایی
3- خیابان مطهری – میدان تختی – فلکه راهنمایی
4- حرم امام رضا – میدان سعدی – میدان تختی – فلکه راهنمایی
5- میدان هفده شهریور – میدان ده دی – سناباد – فلکه راهنمایی
6- میدان دکتر شریعتی – فلکه احمدآباد – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی
7- میدان فلسطین – سه راه راهنمایی – فلکه راهنمایی


اصفهان :

1- میدان فرح آباد – خیابان وحید – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
2- چهاراه دانشگاه – خیابان حکیم نظامی – خیابان بوستان ملت – سی و سه پل
3- دروازه شیراز – چهارباغ بالا – سی و سه پل
4- فلکه فرودگاه (بسیج) – فلکه فیض – خیابان میرفندرسکی – چهارباغ بالا – سی و سه پل
5- فلکه بزرگمهر – فلکه خواجو – سی و سه پل
6- میدان احمدآباد – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
7- سبزه میدان – چهارراه شکرشکن – چهارراه نقاشی – فلکه خواجو – سی و سه پل
8- میدان نقش جهان – دروازه دولت – چهارباغ پایین – سی و سه پل
9- میدان وفایی – چهارراه دکتر بهشتی – چهارراه قصر – سی و سه پل



تبریز :

1- میدان ستارخان – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
2- میدان انقلاب – سه راه توکلی – چهارراه حقیقت – میدان شمس تبریزی – پل قاری
3- تقاطع خواجه رشید – پل قاری
4- چهرراه آبرسان – چهارراه منصور – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
5- چهارراه ارتش – چهارراه باغشمال – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
6- چهارراه حکیم نظامی – چهارراه شهناز – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
7- چهارراه لاله – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
8- نصف راه – میدان قونقا – سه راه خاقانی – میدان دانشسرا – پل قاری
9- میدان بهار – چهارراه بهار – میدان نماز – میدان دانشسرا – پل قاری



گرگان :

1- میدان فخرالدین اسعد – فلکه کاخ – شالیکوبی
2- میدان شهرداری – فلکه کاخ – شالیکوبی
3- میدان سرخواجه – فلکه کاخ – شالیکوبی



اهواز :

1- فلکه جوادالائمه – فلکه پاداد – چهارراه آبادان – چهارراه نادری
2- چهارراه زند – چهارراه نادری
3- خزعلیه – خیابان شریعتی – چهارراه نادری
4- میدان شهید افشاری – میدان شهدا – خیابان آزادگان – چهارراه نادری
5- فلکه ساعت – پل نادری – چهارراه نادری
ساکنان کیانپارس ، زیتون کارمندی ، شهرک نفت و حصیر آباد( چهارراه آبادان – چهارراه نادری



ارومیه :

1- میدان خیام – خیابان خیام جنوبی – خیابان امام – میدان مرکزی
2- میدان نه پله – خیابان سرداران – خیابان امام – فلکه مرکزی
3- دروازه شاهپور – میدان مرکزی
4- دروازه سویوغ بلاغ – میدان مرکزی
5- میدان دریا – میدان مرکزی



یزد :

1- چهارراه یزدباف – چهارراه فرهنگیان – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
2- نصر آباد – چهارراه دولت آباد – میدان بعثت – میدان امیرچخماق
3- میدان باغ ملی – میدان بهشتی – میدان امیرچخماق
4- میدان خاتمی – خیابان مهدی – خیابان امام – میدان امیرچخماق
5- میدان مارکار – بلوار بسیج – خیابان سلمان فارسی – میدان امیرچخماق



بندرعباس :

1- بازار ماهی – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
2- سه راه دلگشا – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
3- میدان قدس – فلکه برق – بولوار ساحلی – ستاره جنوب
4- میدان شرسعتی – میدان شاه حسنی – بولوار ساحلی – ستاره جنوب



رشت :

1- میدان لاکانی – چهارراه میکاییل – سه راه حاجی آباد
2- میدان فرهنگ – چهارراه میکاییل – سه راه حاجی آباد
3- روبروی اداره ثبت – سه راه حاجی آباد
4- لب آب – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
5- میدان گلسار – سه راه تختی – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
6- پیچ سعدی – میدان شهرداری – میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد
7- سبزه میدان – میدان شهرداری –میدان صیقلان – سه راه حاجی آباد



بوشهر : :

1- خیابان خبرنگار – خیابان بهشت شهدا – خیابان مطهری – میدان امام
2- میدان بهشت صادق – خیابان کارگر – خیابان مطهری – میدان امام
3- خیابان آتش نشانی – خیابان مطهری – میدان امام
4- خیابان جانبازان – میدان امام
5- چهارراه فضیلت – خیابان جمهوری اسلامی – خیابان مطهری – میدان امام
6- میدان شهرداری – خیابان آشوری – خیابان فرودگاه – میدان امام



اراک :

1- پل زایشگاه – میدان شورا – میدان باغ ملی
2- میدان لعلی – خیابان شهید باهنر – میدان شورا – میدان باغ ملی
3- ابتدای خیابان شهید مدنی – میدان باغ ملی
4- دروازه تهران – میدان ولیعصر – خیابان امام – میدان باغ ملی
5- ابتدایی خیابان رجایی – میدان باغ ملی
6- میدان شریعتی – سه راه ارامنه – میدان باغ ملی



کرمانشاه :

1- میدان وکیل آقا – چهارراه جوانشیر – میدان جوانشیر
2- پارک شیرین – چهارراه جوانشیر – میدان جوانشیر
3- میدان شهناز – چهارراه اجاق – چهارراه جوانشیر – میدان جوانشیر
4- چهارراه امیرکبیر – سه راه جوانشیر – میدان جوانشیر
5- میدان ایثار – سه راه جوانشیر – میدان جوانشیر



قم :

1- میدان امام – خیابان امام – میدان سعیدی
2- میدان میرزای قمی – میدان مطهری – میدان سعیدی
3- میدان روح الله – میدان شهدا – میدان حجتیه – میدان سعیدی
4- میدان توحید – نیروی هوایی – میدان سعیدی
5- میدان معصومیه – میدان سعیدی
6- میدان شهرداری – میدان الجواد – میدان سعیدی



قزوین :

1- میدان ولیعصر – خیابان طالقانی – میدان آزادی
2- میدان عارف قزوینی – بلوار مدرس – خیابان طالقانی – میدان آزادی
3- فلکه تهران قدیم – خیابان باغ دبیر – خیابان طالقانی – میدان آزادی
4- میدان سپه – خیابان سپه – میدان آزادی
5- میدان جهاد – خیابان امام – میدان آزادی
6- میدان میرعماد – خیابان نادری – میدان آزادی



اردبیل :

1- میدان علی آباد – خیابان مدرس – چهارراه امام
2- میدان بسیج – میدان شریعتی – چهارراه امام
3- میدان بسیج – خیابان امام – چهارراه امام
4- خیابان بهشتی – خیابان انقلاب – چهارراه امام



همدان :

1- میدان فلسطین – امامزاده عبدالله – میدان امام
2- میدان اکباتان – میدان امام
3- میدان شهدا – میدان مفتح – میدان امام
4- میدان فردوسی – چهارراه تختی – میدان امام
5- میدان جهاد – آرامگاه بوعلی – میدان امام
6- میدان شریعتی – چهارراه شریعتی – میدان امام



ایلام :

1- میدان 22 بهمن – میدان امام
2- میدان شهدا – میدان امام
3- چهارراه جمهوری – میدان امام
4- امام خمینی جنوبی – میدان امام



کرمان :

1- پنجراه 24 آذر – پارک شهید پذیرفته – میدان آزادی
2- حوض بزرگ نخعی – چهارراه امام جمعه – میدان آزادی
3- پارک مطهری – چهارراه خواجو – میدان آزادی
4- میدان باغ ملی – چهارراه طهماسب آباد – میدان آزادی



خرم آباد :

1- پارک شریعتی – میدان آزادی
2- پل حاجی – سبزه میدان – پل بزرگ – میدان آزادی
3- میدان شهدا – سبزه میدان – پل بزرگ – میدان آزادی
4- میدان انوشیروان رضایی – میدان آزادی
5- میدان دانشجو – تقاطع بسیج – میدان آزادی



سنندج :

1- پارک استقلال – میدان اقبال
2- میدان انقلاب – میدان اقبال
3- چهارراه وکیل – میدان اقبال
4- میدان مولوی کرد – میدان اقبال



بیرجند :

1- میدان اول رحیم آباد – میدان دوم
2- میدان قدس – میدان دوم
3- خیابان نواب صفوی – میدان دوم
4- میدان سوم رحیم آباد – میدان دوم



بجنورد :

1- سبزه میدان – میدان شهید – مجتمع ارم
2- چهارراه مخابرات – میدان شهید – مجتمع ارم
3- میدان کارگر – میدان شهید – مجتمع ارم
4- خیابان 17 شهریور جنوبی – میدان 17 شهریور – مجتمع ارم



ساری :

1- میدان مستضعفین – سه راه قارن
2- تقاطع فهنگ و قارن – سه راه قارن
3- میدان شهدا – میدان ساعت – سه راه قارن
4- خیابان مدرس – میدان ساعت – سه راه قارن



سمنان :

1- میدان امام رضا – میدان مطهری – میدان معلم
2- میدان کوثر – میدان معلم
3- میدان امیر کبیر – میدان معلم
4- میدان مشاهیر – میدان معلم



یاسوج :

1- فلکه ساعت – سه راه بیمارستان – میدان هفت تیر
2- خیابان منتظری – سه راه بیمارستان – میدان هفت تیر
3- پارک چمران – خیابان طالقانی – میدان هفت تیر
4- تقاطع خیابان مطهری و امام – میدان هفت تیر



زاهدان :

1- میدان آزادی – تقاطع آزادی و امام خمینی – خیابان امام – پاساژ قائم
2- فلکه نفت – تقاطع شریعتی و امام خمینی – پاساژ قائم
3- میدان شهدا – خیابان شریعتی – پاساژ قائم
4- هتل باختر – خیابان شریعتی – پاساژ قائم
5- تقاطع امام خمینی و مقدم – تقاطع شریعتی و امام خمینی – پاساژ قائم



زنجان :

1- حسینیه اعظم زنجان – سبزه میدان
2- میدان فلسطین – سبزه میدان
3- چهارراه سعدی – عمارت ذوالفقاریها – سبزه میدان
4- بلوار آزادی – میدان انقلاب – سبزه میدان



شهرکرد :

1- چهارراه اداره برق – میدان فردوسی
2- دروازه فارسون – میدان فردوسی
3- چهارراه بازار – میدان فردوسی


محل تجمعات سایر نقاط کشور :

استان تهران :
اسلامشهر : خیابان باغ فیض ،
ورامین : میدان اصلی ورامین ،
ری : میدان شهرری ،
رباط کریم : مقابل شهرداری ،
شهریار : خیابان ولیعصر ،
فیروزکوه : میدان امام ،
لواسانات : بلوار امام خمینی ،
پیشوا خیابان شریعتی ،
قرچک ابتدای خیابان محمدآباد ،
هشتگرد : خیابان امت ،
پاکدشت خیابان شهید قمی ،
شهر قدس : میدان قدس ،
ملارد : بلوار رسول اکرم ،
دماوند بلوار خامنه ای ،
نظرآباد میدان شهدا ،
کرج خیابان اصلی گوهردشت ،

استان اصفهان :
کاشان میدان پانزده خرداد ،
سمیرم : خیابان قدس ،
مبارکه خیابان امام ،
نائین : خیابان امام ،
شهرضا : میدان شهدا ،
نطنز : خیابان امام خمینی ،
نجف آباد : روبروی دانشگاه آزاد ،
خوانسار : خیابان امام ،
گلپایگان : سه راه سعیدی ،

استان فارس :
آباده : خیابان امام ،
اقلید : میدان شهدا ،
لار : خیابان طالقانی ،
جهرم : میدان شهدا ،
فسا : روبروی فرمانداری ،
داراب : میدان انقلاب ،
نیریز : میدان 15 خرداد ،
استهبان : خیابان امام ،
فیروزآباد : خیابان روزبه ،
سروستان : فلکه شیخ ،
لامرد : میدان امام ،

استان آذربایجان شرقی :
مراغه : خیابان خواجه نصیر ،
میانه : خیابان امام خمینی ،
مرند : خیابان امام خمینی ،
ملکان : خیابان امام خمینی ،
هشترود : خیابان امام خمینی ،
شبستر : خیابان گلشن راز ،
جلفا : خیابان ولیعصر ،
سراب : خیابان امام خمینی ،
اهر : خیابان شهید رجایی ،

استان آذربایجان غربی :
مهاباد : خیابان جمهوری اسلامی ،
سلماس : خیابان امام ،
نقده : خیابان شهید علمی ،
ماکو ، خیابان امام ،
بوکان : میدان فرمانداری ،

استان ایلام :
آبدانان خیابان طالقانی ،
دره شهر خیابان امام خمینی ،
ایوان خیابان امام ،

استان چهارمحال و بختیاری :
فارسان خیابان شهید بهشتی ،
لردگان خیابان چشمه برم ،
بروجن میدان امام حسین ،
کوهرنگ خیابان مرکزی ،
شلمزار خیابان رسالت ،

استان خراسان رضوی :
سبزوار : خیابان کاشفی ،
قوچان : میدان توحید ،
نیشابور : میدان ایران ،
بردسکن : میدان مرکزی ،
چناران : میدان بسیج ،
تربت جام : میدان مرکزی ،
خاف : میدان خاتم الانبیا ،
فریمان : میدان امام رضا ،
سرخس : میدان مرکزی ،
تایباد : میدان مرکزی ،
گناباد : میدان امام ،
رشتخوار : میدان شهرداری ،
بجستان : خیابان بهشتی ،
تربت حیدریه : میدان مسجد جامع ،
درگز : میدان گلها ،
شاندیز و طرقبه : میدان امام خمینی ،
کاشمر : میدان مرکزی ،

استان خراسان شمالی :
جاجرم : خیابان شهید بهشتی ،
گرمه : خیابان ولیعصر ،
ایور : خیابان ولیعصر ،
اسفراین : خیابان معلم ،
فاروج : خیابان شهید موفق ،
آشخانه : خیابان شهید بهشتی ،

استان خوزستان :
دزفول : خیابان امام خمینی ،
شوشتر : خیابان امام خمینی ،
آبادان : خیابان ولیعصر ،
ایذه : خیابان امام خمینی ،
باغملک : خیابان بهشتی ،
قلعه تل : خیابان 22 بهمن ،
ماهشهر : ناحیه صنعتی ،
مسجد سلیمان : خیابان آزادی ،
لالی : خیابان معلم ،
گتوند : خیابان آزادی ،
بهبهان : خیابان عدالت ،
شادگان : خیابان امام خمینی ،
رامهرمز : میدان آزادی ،
شوش : میدان هفت تیر ،
اندیمشک : خیابان امام خمینی ،
زنجان : زنجان خیابان سعدی ،

استان سمنان :
گرمسار : میدان امام ،
شاهرود : خیابان 22 بهمن ،
دامغان : میدان امام ،

استان کردستان :
سقز : خیابان جمهوری ،
دیواندره : خیابان امام ،
بانه : خیابان امام ،
مریوان : خیابان رجایی ،
بیجار : میدان اصلی ،

استان کرمان :
رفسنجان : خیابان شهدا ،
سرجان : بلوار دکتر صادقی ،
ماهان : خیابان امام خمینی ،
کهنوج : بلوار بهشتی ،
بافت : خیابان امام خمینی ،
زرند : میدان بسیج ،
جیرفت : میدان آزادی ،
بم : خیابان امام خمینی ،

استان کرمانشاه :
اسلام آباد : میدان امام ،
کنگاور : میدان امام ،
دهدشت : میدان مرکزی ،

استان کهکیلویه و بویراحمد :
گچساران : خیابان شهید بلادیان ،
سوق : خیابان امام ،

استان گلستان :
گنبد کاووس : فلکه مرکزی ،
آق قلا : خیابان باهنر ،
آزادشهر : میدان مرکزی ،
کردکوی : خیابان امام ،
بندرگز : خیابان امام ،
بندر ترکمن : خیابان آزادی ،
علی آباد : خیابان امام خمینی ،

استان گیلان :
بندر انزلی : میدان امام ،
لاهیجان : خیابان شیشه گران ؛
کیاشهر : خیابان امام ،
رودسر : خیابان امام ،

استان لرستان :
دورود : بلوار 60 متری ،
بروجرد : خیابان شهدا ،
کوهدشت : خیابان فردوسی ،
نورآباد : خیابان امام ،
پلدختر : خیابان امام ،

استان مازندران :
چالوس : خیابان رادیو دریا ،
بابل : مقابل دانشگاه صنعتی نوشیروانی ،
آمل : خیابان امام رضا ،
نوشهر : میدان همافران ،
بابلسر : خیابان رجایی ،
قائمشهر : میدان طالقانی ،
سوادکوه : میدان شهدا ،
بهشهر : پارک بوستان سرو ،
تنکابن : بلوار جمهوری ،
رامسر : خیابان مطهری ،
نکا : چهارراه امام ،

استان مرکزی :
ساوه : خیابان شریعتی ،
خمین : خیابان شریعتی ،
تقرش : خیابان امام خمینی ،
کمیجان : خیابان معلم ،
دلیجان : خیابان طالقانی ،
محلات : روبروی دانشگاه آزاد ،
آشتیان : خیابان امام ،

استان همدان :
نهاوند : خیابان ابوذر ،
تویسرکان : خیابان شهدا ،
ملایر : چهارراه خیام ،

استان هرمزگان :
کیش : خیابان سنایی ،
قشم : بلوار 22 بهمن ،
حاجی آباد : میدان امام ،
میناب : خیابان شهید امینی ،

استان یزد :
طبس : میدان امام خمینی ،
بافق : خیابان وحشی بافقی ،
میبد : خیابان امام خمینی ،
مهریز : بلوار هفتم تیر ،
اردکان : میدان شهدا ،
تفت : میدان امام ،
اردکان : میدان امام ،

استان سیستان و بلوچستان :
چابهار : بلوار امام ،
زابل : خیابان فردوسی ،
ایرانشهر : خیابان ولایت ،
خاش : خیابان امام ،

بسم الله الرحمن الرحیم

ملت شریف ایران!

متأسفانه پس از سپری شدن فرصت‌های طلایی جهت دستیابی به راه‌حلی معقول و مشروع برای رفع ابهامات اساسی و مشکلات مربوط به انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، شورای نگهبان گام دیگری در اثبات نقض بی‌طرفی خود و نیز عدم تمایل به بازگرداندن فضای اعتماد و آرامش، برداشت. اقدام اخیر شورای نگهبان در معرفی شش تن برای بازشماری ده درصد از صندوق‌ها، در همان وهله اول چند اشکال جدی را به ترتیب زیر نشان می‌دهد:

الف – از تخلفات اساسی در ا ین انتخابات که موجب ابطال آن می‌باشد نقض اصل بی‌طرفی مجریان و ناظران (وزیر کشور و اکثریت اعضای شورای نگهبان) است. بنابراین طبیعی است که کمیته 6 نفره منصوب این دستگاه نظارتی وجاهت قانونی و عرفی نداشته باشد ولو اشخاصی که نام آنها به عنوان این کمیته در رسانه‌ها توسط شورای نگهبان اعلام گردیده از افرادی محترم و دارای وجاهت در میان مردم باشند. و این همه در حالی است که هر روز یکی از اعضای شورای نگهبان در سخنرانی‌های عمومی و یا مصاحبه‌های رسانه‌ای درخصوص صحت انتخابات تأکیدات اعجاب‌آوری دارند.

ب – اکثریت اعضای کمیته 6 نفره مذکور، پیش از این، بر صحیح بودن روند برگزاری انتخابات و جانبداری از دست‌اندرکاران امر نظارت و اجرا تأکید کرده‌اند و حتی به سرزنش طرف مظلوم این بی‌قانونی و طعنه به مردم پرداخته‌اند. سپردن هر گونه رفع ابهام به کسانی که قبلاً حکم صادر کرده‌اند و نظرشان را اعلام نموده‌اند، طبعاً کاری لغو و بیهوده است.

ج – مأموریت واگذار شده به این کمیته، تنها بخش جزئی و ناچیزی از مطالبات به حق و مشروع قبلاً اعلام شده به وسیله نامزدهای سه‌گانه و به خصوص کمیته صیانت از آراء می‌باشد. مشخص نیست به چه دلیل به انبوه موارد ذکر شده از تخلفات در مراحل سه‌گانه این انتخابات (قبل، حین و بعد) که در نامه‌های متعدد به مقامات عالیه کشور و نیز در بیانیه‌های 14گانه قبلی این کمیته، آمده، بی‌اعتنایی شده است؟

در این حال شاهد انتشار نامه‌ی ستاد انتخابات وزارت کشور و اشاعه مکرر مغلطه‌های قبلی به عنوان پاسخ نامه‌ی جناب آقای مهندس میرحسین موسوی خطاب به مردم شریف و هوشمند ایران هستیم که، تکرار ادعاهای باطل مجریان انتخابات است گویی انتخابات را با سلامت کامل برگزار کرده‌اند و هیچ خلافی هم قبل و بعد از آن، از ایشان مشاهده نگردیده است!

در این خصوص، مسئولین ستاد انتخابات وزارت کشور را به منظور درک بیشتر از تخلفات خود و زیرمجموعه‌هایشان و نیز جهت جلوگیری از اطاله‌ی کلام، به بیانیه‌های قبلی این کمیته ارجاع می‌دهیم. در اینجا فقط یادآوری می‌کنیم که هم وزارت کشور و هم شورای نگهبان، به جای پاسخگویی واقعی به ابهامات اصلی، در پی فضاسازی برای گم کردن جنبه‌ی اصلی اعتراضات هستند. مثلاً ادعا می‌کنند نمایندگان مهندس میرحسین موسوی فلان تعداد بوده‌اند یا اینکه گویا این نمایندگان، به میل خود و با اختیار، به موقع سر صندوق‌ها حاضر نشده‌اند و مجریان انتخابات نمی‌توانسته‌اند بخاطر غیبت آنان، پلمپ کردن صندوق و شروع اخذ رأی را به تعویق بیندازند. باید گفت چنانچه مسئولان اجرا و نظارت انتخابات، حق قانونی مردم و نامزدهای غیردولتی را پاس می‌داشتند؛ به جای تعبیه هفت خوان موانع، اجازه می‌دادند نمایندگان قانونی نامزدهای مزبور، زمان، مکان و امکان ارتباطی مناسب را جهت انجام وظایف قانونی خود در اختیار داشته باشند و به دور از فضای رعب در جلسات هیأت‌های اجرایی و برنامه‌ریزی انتخابات و نیز در طول ساعات اخذ رأی و شمارش آراء، تا پایان مرحله تجمیع و اعلام نتایج حضور داشته باشند - آنگونه که در قانون انتخابات به صراحت آورده شده است؛ - در چنین صورتی مجریان و ناظران انتخابات می‌توانستند ادعاهایی اینچنینی داشته باشند. علاوه بر تعبیه هفت خوان موانع، که قبل از انتخابات تاکنون بارها ذکر کرده‌ایم، آیا ایجاد فضای دستگیری و رعب بعد از انتخابات را انکار می‌کنید؟ امروز حتی فراخوان کمیته صیانت از نمایندگان آقای مهندس میرحسین موسوی نیز غیرممکن گشته است؛ زیرا جوانی که برای انجام وظیفه‌ای قانونی و ساده آماده شده بود، امروز خود و آینده خود را در معرض تهدیدی جدی می‌بیند. بعضاً بسیاری از این عزیزان به مراجع قضایی و انتظامی احضار شده‌اند. آقایان هر گونه پیگیری حق پایمال شده ملت را انقلاب محملی، وابستگی به بیگانگان، اغتشاش و . . . می‌شمارند و تهدید می‌کنند و وعده‌ی شدت عمل بیشتر می‌دهند و در همان حال ادعاهای قانون‌مداری وزارت کشور و شورای نگهبان مرتباً تکرار می‌شود. آقایان به روی خود نمی‌آورند که از روزهای قبل از اخذ رأی پروسه‌ی ایجاد رعب، با دستگیری‌های پیاپی و تهدیدات تلفنی و حضوری افراد مطلع شروع و اساس نظم حرکتی کمیته صیانت را با قطع ارتباطات و نیز دستگیری‌ها از بین برده‌اند. با همه آنچه ذکر شد، تقلبات و تخلفات به قدری وسیع و به اندازه‌ای با احساس حاشیه‌ امنیت صورت گرفته که حتی با نابود کردن ساختار کمیته صیانت نیز نتوانسته‌اند این تقلب و عددسازی تاریخی را لاپوشانی کنند و افکار عمومی اعداد و ارقام اعلام شده را حتی به شکل معکوس غیرواقعی می‌داند. وزارت کشور در تاریخ 25/3/88 آمار آرای مأخوذه به تفکیک شهرستان‌ها را روی سایت رسمی این وزارتخانه اعلام کرد. یک بار نیز در تاریخ 2/4/88 همین آمار، به تفکیک صندوق‌ها، روی همین سایت اعلام گردید. بررسی اجمالی این آمارهای رسمی، خود نشان‌دهنده‌ي مهندسی شدن آرای مردم و نه اخذ و شمارش طبیعی آن است. کمیته صیانت توجه ملت آگاه ایران را به چند مورد زیر بعنوان مشتی از خروار جلب می‌کند:

1. مغایرت در آمار ارائه شده استانهای مختلف به تفکیک شهرستان و صندوق:

در اثبات مهندسی انتخابات و عدم روایی اطلاعات و آمار ارائه شده توسط وزارت کشور می‌توان از روش‌های مختلف آماری استفاده کرد؛ یکی از این روشها، بررسی تطبیقی و توازن آمار ارائه شده از طرق مختلف است. از این روش معمولا در موسسات مالی و حتی آمارگیری‌های اجتماعی برای کنترل پرسشنامه‌ها بهره‌گیری می‌شود. بطور مثال در موسسات مالی در امر گرفتن تراز مالی و تطبیق فی‌مابین حسابهای مختلف، در صورت وجود حتی یک ریال اختلاف فی‌مابین حسابها، کلیه عملیات مالی مجموعه مخدوش شمرده می‌شود و بررسی اساسی مجدد لازم می‌آید تا مشخص گردد چه اشکالاتی باعث ایجاد اختلاف ظاهراً جزئی مزبور شده است. این موضوع به این دلیل اهمیت دارد که می‌بایست آمار و اطلاعات ارائه شده از طرق مختلف با هم تطبیق نماید. در بحث انتخابات نیز آمار و اطلاعات آرای هر یک از نامزدها و آمار کل آرای مأخوذه استانهای مختلف که از سوی وزارت کشور در دو طبقه‌بندی متفاوت شهرستان‌ها و صندوق‌ها ارائه شده است باید با یکدیگر تطبیق داشته باشد زیرا هر دو از واقعیت واحدی منشاء گرفته‌اند؛ اما در عمل آمار تفکیکی شهرستانها (ارائه شده در تاریخ 25/3/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) با آمار تفکیکی صندوق‌ها (ارائه شده در تاریخ 2/4/1388 بر روی سایت رسمی وزارت کشور) متأسفانه در 24 استان و تا 29 هزار رأی دارای مغایرت می‌باشد. این پدیده نشان می‌دهد آرای تفکیکی شهرستان‌ها، از مجموع آرای صندوق‌های آن شهرستان حاصل نشده است. این نظر وقتی قابلیت توجه بیشتری می‌یابد که پدیده فوق نه در چند شهرستان از یک استان بلکه در 78 شهرستان از 24 استان کشور مشاهده و مجموعاً 853/175/11 رأی را شامل می‌شود. جدول شماره (1) وضعیت مغایرت آماری فوق در 78 شهرستان موردنظر را نشان می‌دهد. علاوه بر کل آرای مأخوذه این مغایرت، در مورد آرای هر یک از 4 کاندیدا و نیز در مورد آرای باطله وجود دارد.

2. مشارکت بالای صددرصد واجدین شرایط، در استانها، شهرستانها و بخشهای مختلف:

یکی دیگر از ابهامهای موجود در میزان آرای ارائه شده توسط وزارت کشور اخذ آراء بیشتر از واجدین شرایط اخذ رأی در برخی استانها، شهرستانها و بخش‌های کشور است. به نحوی که در سطح استانی، استانهای یزد و مازندران بیش از صددرصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات آرای مأخوذه به صندوق‌های آن استان واریز شده است. این موضوع وقتی بیشتر اهمیت می‌یابد که بدانیم 60 شهرستان و 192 بخش از بخشهای مختلف کشور با بیش از صددرصد مشارکت مواجه بوده‌اند. این افزایش در برخی موارد تا 211 درصد رسیده است؛ همچنین مشارکت بالای 95 درصد نیز در 125 شهرستان دیده می‌شود. وزیر کشور در استدلال افزایش مشارکت استان مازندران، مسافرپذیری و استان یزد، جمعیت دانشجویی را به عنوان علت ذکر نموده است که این استدلال دارای پایه و اساس منطقی نمي‌باشد بطوریکه ملاک قرار دادن جمعیت دانشجویی، اصولا در شهرهای مرکز استان و استانهای پُردانشگاه نظیر تهران، اصفهان، فارس، آذربایجان شرقی و . . . بیشتر قابلیت تحقق دارد نه در استان یزد؛ ضمن اینکه در بخشهایی از استان یزد نظیر شهرستان‌های یزد و میبد که بیشترین تراکم جمعیت دانشجو را دارا می‌باشند؛ میزان مشارکت به ترتیب 84 و 90 درصد می‌باشد و افزایش مشارکت فوق - خلاف تصور وزیر کشور - در بخشهایی است که دارای مراکز دانشگاهی پرجمعیت و قابل توجه نیستند. در خصوص استان مازندران نیز علت فوق‌الذکر از استحکام لازم برخوردار نیست به نحوی که با توجه به بررسی وضعیت استان‌هایی نظیر گیلان که میزان سفر طبق آمار رسمی بیشتر از مازندران است، این رویداد اتفاق نیافتاده و بخشهایی که افزایش مشارکت در آنها مشهود است معمولاً جمعه آخر هفته مسافر چندانی ندارند. ضمن اینکه با توجه به اعطاء سهمیه بنزین تابستان در اوایل تیر ماه و برگزاری امتحانات دانشگاه‌ها بویژع کنکور سراسری احتمال انجام این میزان سفر آن هم در روز انتخابات کمتر قابل تصور است. با توجه به موارد فوق، صحت آمارهای اعلام شده انتخابات مربوط به بخش‌های 192 گانه ذکر شده با ابهام جدی روبرو است که عملا 277/898/3 رأی از مجموعه آرای مأخوذه در این چارچوب قرار می‌گیرد. لازم به ذکر است که در 113 حوزه از حوزه‌های مذکور معدل سهم آقای احمدی‌نژاد حدود 80 درصد از مجموع 361/852/6 آراء، مأخوذه می‌باشد. (جدول شماره 3)

3. وجود صندوق‌های حاوی آرای کل مضرب صد (ضریبی از بسته‌های تعرفه):

از آنجا که تعرفه‌ها به شکل بسته‌هایی صدتایی در اختیار شعب اخذ رأی قرار می‌گرفته است؛ اگر درصد صندوق‌های با آرای کل مضرب صد، در هر بخش یا شهرستان قابل ملاحظه باشد؛ شائبه ریختن تعرفه‌های باقیمانده در پایان اخذ رأی به نام نامزد خاص، جدی و قابل بررسی است.

از جمله نمونه‌هایی که در جدول شماره 4 پیوست آمده است؛ نشان می‌دهد: در استان لرستان، شهرستان‌های سلسله 18 صندوق، شهرستان کوهدشت 51 صندوق و شهرستان دلفان 21 صندوق دارای آرای کل مضرب 100 یعنی ضریبی از بسته‌های تعرفه بوده است! همچنین در استان اصفهان، شهرستان فلاورجان 24 صندوق و در استان کرمان، در شهرستان بم و عنبرآباد 20 صندوق چنین وضعی داشته‌اند.

4. وجود صندوق‌های حاوی آرای بالاتر از 99 درصد برای یک کاندیدا:

اصولاً در پدیده‌های اجتماعی و آمارهای منطقی، اعداد و ارقام می‌بایست از یک منطق استوار تبعیت نمایند. در تحلیل‌های آماری حتی مشاهدات عینی دور از منطق به دلیل استدلال فوق بعنوان مشاهدات عینی پرت از مجموعه آمارها خارجی می‌شود. طبیعی است چنانچه این موارد غیرطبیعی مقدار قابل توجهی باشد، اساس آمارگیری دارای مشکل تلقی می‌گردد. بر این اساس علاوه بر مورد غیرطبیعی و غیرمنطقی قبلی، وجود صندوق‌های زیادی که رأی یک کاندیدا بالای 99 درصد باشد نیز علامت غیرطبیعی است اساس شمارش آراء را زیر سؤال می‌برد. جدول شماره 5 نشان می‌دهد در 307 صندوق (که بیشتر آن در یک استان خاص تمرکز یافته) رأی آقای احمدی‌نژاد بالای 99 درصد است که این موضوع مبین ریختن آرای یکنواخت به صورت تقلبی ناشیانه به صندوق‌هاست. این موضوع وقتی بیشتر نمایان می‌شود که در برخی از این شهرستان، بخش‌ها و صندوق‌ها حتی آرای افراد شاغل در ستادهای تبلیغاتی 3 نامزد دیگر نیز شمارش نشده است.

5. به فرض قبول اعداد اعلام شده وزارت کشور در مورد تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات، هم‌اکنون می‌بایست حدود 23 میلیون تعرفه بدون استفاده و سفید موجود باشد که شماره سریال آنها با شماره سریال مندرج در فرم‌های شماره 22 شعبات اخذ رأی کشور همخوانی داشته باشد.

در این راستا کمیته صیانت اصرار دارد که پیشنهاد وزرای اسبق کشور در نامه به شورای نگهبان و وزارت کشور به عنوان مقدمه‌ای برای بررسی تخلفات، عملی شود تا ابهامات این بخش روشن گردد. در آن نامه، وزرای مذکور خواستار شمارش ته برگ‌های تعرفه‌های مصرف شده و بررسی و انطباق مشخصات افراد مندرج در آن با اطلاعات مرکز آمار جمعیتی ثبت احوال کل کشور شده بودند.

همچنین دست برداشتن از اتلاف وقت و موافقت با تشکیل «کمیته حقیقت‌یاب» پیشنهادی این کمیته، تأکید می‌گردد. زیرا عدم توجه به این مسأله می‌تواند ابهامات و ایرادهای وارده را کماکان پابرجا بدارد و نظریه بطلان انتخابات را در افکار عمومی، هر چه بیشتر استحکام بخشد.

ذیلاً یک بار دیگر ویژگی‌های کمیته پیشنهادی یادآوری می‌گردد:

کمیته حقیقت‌یاب عبارتست از: هیأتی صاحب‌نظر و بی‌غرض برای بررسی تخلفات وسیعی که قبل از انتخابات و در حین انتخابات صورت گرفته است و تأثیر مستقیم در سرنوشت انتخابات و رأی مردم داشته است برای بررسی مسیر انتخابات که برخلاف رأی مردم طراحی گردیده و نتایجی غیرواقعی که اعلام شده است.

بعضی از مواردی که این کمیته بایستی بررسی کند عبارتند از:

1. بررسی شرط قانونی رعایت بیطرفی در ترکیب هیأت‌های نظارت و اجرا.
2. بررسی دخالت‌های نیروی انسانی دولتی و موسسات عمومی به صورت سازمان‌یافته در انتخابات و میزان تأثیر آن.
3. بررسی دخالت سازمان‌یافته نهادهای نظامی بویژه بسیج و میزان تأثیر آن.
4. بررسی استفاده از امکانات مالی و تشکیلاتی دولتی و موقعیت‌های شغلی افراد و میزان تأثیر آن.
5. بررسی موضوع تطمیع و خریداری رأی از طرق پرداخت‌های منتهی به زمان انتخابات و میزان تأثیر آن.
6. بررسی تعداد واقعی شرکت‌کنندگان واجد شرایط در انتخابات از طریق راهکار ارایه شده در پیشنهاد وزرای اسبق کشور آقایان موسوی لاری و محتشمی‌پور.
7. بررسی مهندسی آراء و تعیین سهمیه و درصد رأی برای نامزدها توسط وزارت کشور.
8. بررسی گروه سایه مدیریت انتخابات.
9. بررسی چگونگی و علل مانع تراشی برای حضور نمایندگان نامزدها در هیأت‌های اجرائی و هنگام پلمپ صندوقها و هنگام شمارش آراء در شعب اخذ رأی و هنگام تجمیع آراء و تأثیر آن.
10. بررسی علت اعلام سریع نتایج قبل از پایان اخذ رأی از طریق سیستم رایانه‌ای و بدون طی مراحل قانونی و برخلاف نامه رسمی شورای نگهبان مبنی بر دستی بودن شمارش.
11. بررسی علت اعلام و برگزاری مانور اقتدار توسط نیروی انتظامی و . . . قبل از انتخابات برخلاف ادوار قبل.
12. بررسی تبلیغات جانبدارانه صدا و سیما به سود آقای احمدی‌نژاد مثل تریبون آزاد و . . . برخلاف ادوار قبل.
13. بررسی تأثیر افتراهای مجرمانه آقای احمدی‌نژاد در صدا و سیما و مراکز تبلیغاتی نسبت به مقامات از جمله خدشه‌دار کردن رقیب و جلب آراء از طریق فضاسازی ضدانقلابی علیه کل سابقه نظام.
14. بررسی مدیریت تعرفه – تعداد واقعی چاپ شده – علت عدم توزیع مناسب و کم آمدن تعرفه در تعدادی از استان‌های مهم.
15. بررسی مدیریت زمان و علت شتاب غیرمعمول و نامتعارف وزارت کشور برای پایان دادن به اخذ رأی.

و موارد دیگری از این دست.

طبیعی است منحصر کردن وظایف فوق به بازشماری 10 درصد از صندوق‌های رأی، آن هم بوسیله گروهی غیر بی‌طرف به کلی فاقد کارآمدی لازم برای حقیقت‌یابی می‌‎باشد و برای دامن زدن و گسترش بی‌اعتمادی روزافزون، مناسب‌تر است تا اعتمادسازی و بازگرداندن آرامش به جامعه.

سوال این است که آیا ایجاد آرامش پادگانی در شهرهای بزرگ و مانور شبانه‌روزی لباس شخصی‌های مسلح ناشناس در هر کوی و برزن، شایسته حماسه حضور مردم شریف و بزرگوار در 22 خرداد 88 است که با آرزوی دوباره سبز شدن آرمانهای انقلاب و خط امام در صحنه حاضر شدند و نمایش تولد مجدد ارزشهای اصیل انقلاب را با حضور مهندس میرحسین موسوی آنهم در قلب نسل جدید به تماشا نشستند؟

کمیته صیانت از آراء اعلام می‌کند محدودیت‎‌های ایجاد شده هر چند به مکانیزم پیش‌بینی شده صیانت از آراء لطمه زده است، اما نمی‌تواند طرح مطالبات مربوط به حقوق پایمال شده ملت ایران را مانع شود.

کمیته صیانت از آراء

مهندس میرحسین موسوی
الان زمام امور کشور ما افتاده است در دست خامنه‌ای و عده‌ای از فرماندهان سپاه . بقیه ارگان‌ها و افراد وابسته به این حکومت٬ در واقع عناصر کمکی و نخودی این نظام هستند.

خوشبختانه یا بدبختانه خامنه‌ای بیشتر تحت تاثیر مشاورین نظامی‌اش است تا دیگران. او بر این باور است که برخورد با مردم و شدت عمل نشان دادن در برابر مطالبات مردم نشانه اقتدار و استحکام نظام است و بعد از یکی دو هفته این سرو صداها خواهد خوابید.
.
اتفاقا قضیه برعکس است یعنی همین روحیه نظامیگری داشتن باعث سقوط این نظام خواهد شد بدون هیچ شک و تردیدی.
جمهوری اسلامی اگر همان مسیر سابق خودش را که مبتنی بر لاپوشانی و پنهان‌کاری بود را ادامه می‌داد و با نوبتی کردن مدیریت اجرایی کشور بدست جناح‌های اصلاح طلب و اصولگرا باعث سرگرم کردن توده مردم به اختلافات جناحی میشد٬ می‌توانست همچنان بر کرسی زمامداری این کشور با خیال راحت بنشیند. اما از وقتی که پرده‌ها را کنار زد و رو در روی مردم قرار گرفت و به خیال کور کردن چشم فتنه به سوی مردم بی‌دفاع دستور آتش داد وارد یک سراشیبی تندی شد که جز انهدام نظام جمهوری اسلامی سرانجام دیگری برایش متصور نیست.

من نمیخواهم حوادث اخیر را دقیقا تکرار وقایع دوران انقلاب ذکر کنم ولی میخواهم بگویم که یک فرمول ثابت در هر دو جنبش هست و آن اینکه هرگاه حکومت با شدت عمل با مردم برخورد کند نتیجه معکوس خواهد گرفت. دخالت نظامی‌ها در تدبیر و مدیریت کلان کشور باعث سقوط آن حکومت خواهد شد.

دوران انقلاب ۵۷ دوران عجیبی بود پر از حادثه و تلاطم. پر از ترس و امید. پر از شکست و پیروزی. پر از آرزو و حسرت. پر از اتحاد و همبستگی. دقیقا مثل همین روزها.

اوایل شکل گیری انقلاب خیلی دوران دشواری بود. هر حرکتی بشدت سرکوب می‌شد. هنوز اعتراضات فراگیر نشده بود و به لایه‌های مختلف جامعه سرایت نکرده بود. همان روزها هم در رادیو و تلویزیون دولتی تظاهر کنندگان را عده‌ای آشوبگر و خرابکار معرفی میکردند. در ماههای اولیه شروع جنبش٬ تعداد تظاهرکنندگان زیاد نبود. همین باعث می‌شد که نیروهای پلیس و ساواک با شدت بیشتری با انها برخورد میکردند.
ترس و دلهره جزء لاینفک شرکت در مجالس اعتراضی و یا تظاهرات خیابانی بود.

تظاهرات و اتفاقاتی که رخ می‌داد با وقفه زمانی تقریبا یکی دو ماهه بود. اینطور نبود که هر روز تظاهرات و درگیری باشد. البته این اواخر سرعت اتفاقات زیاد شد و در ماههای دی و بهمن به اوج خود رسید.

هربار که تظاهراتی میشد عده‌ای تیر میخوردند و تعداد زیادی دستگیر می شدند. هر روز مطالبات مردم عمیق‌تر و رادیکال‌تر میشد. شاه مرتب نخست‌وزیرها را عوض میکرد تا شاید باعث آرامش مردم شود اما فایده‌ای نداشت.
در اواخر سال ۵۷ ارتش وارد صحنه شد و حکومت نظامی اعلام گردید. عبور و مرور مردم از ساعت ۸ یا ۹ شب ممنوع بود. ارتش هرگونه تظاهرات را با رگبار مسلسل‌ها پاسخ می‌داد. وسط خیابان‌های اصلی و میادین شهر تانک‌و زره‌پوش مستقر شده بود. حکومت همه راههای بروز مخالفت را بر مردم بسته بود. همه جا ترس و ارعاب و سرکوب بود.
اما مردم کم کم راههای دیگری را برای ابراز مخالفت خود یافتند. تظاهرات خونین جای خود را به اعتصابات کمرشکن و نافرمانی مدنی داد و حکومت پهلوی را به زانو درآورد.

بنابر این باید منتظر باشیم ببینیم آیا در ۱۸ تیر امسال نیز مقام عظمای وقاحت اشتباهات اخیر خود را تکرار میکند یا قادر است خود را از این مهلکه نجات دهد؟
سه شنبه ۱۶ تیرماه ۱۳۸۸، ۷ جولای سال ۲۰۰۹ میلادیست، ساعت ده و نیم شب هستش؛ البته در ایران ساعت هفت صبح روز چهارشنبه‌ست.
من ابتدا دلم می‌خواد پیروزی مردم رو در دو سه جبهه تبریک عرض بکنم. نکتهٔ اول سخنرانی است که فردا آقای محسن مخملباف، در پارلمان اروپا خواهد داشت. روز چهارشنبه به دعوت پارلمان اروپا و این صدای مردمی که در کوچه و خیابان‌های ایران تظاهرات می‌کنند، مبارزه می‌کنند و حکومت با خشونت اونها رو سرکوب می‌کنه، آقای مخملباف می‌خواد به گوش دنیا برسونه و حرفش هم خیلی ساده دو چیزه: یکی اینکه حکومت کودتا رو باهاش رابطه نگیرند و دوم اینکه اگر کودتاچی‌ها تظاهرات صلح‌آمیز و آرام مردم ایران رو تحمل نکنند و دوباره بخوان دست به خشونت و کشتار و دستگیری و شکنجه بزنند، دنیا ایران رو تحریم بکنه؛ به‌خصوص در رأسش نفت ایران رو. این سخنرانی از این جهت مهمه، برای اینکه پنج‌شنبه در ایران تظاهرات آرامی دعوت شده و مردم با آرامش تمام قراره که به خیابون‌ها بیاند. در همین رابطه انصافاً باید بگم که با توجهی که از این همه هنرمند، آهنگ‌ساز، کارگردان، فیلم‌ساز، نویسنده و روزنامه‌نگار در دنیا جلب شده و مردم عادی دنیا (که انصافاً الحق کوشش ایرانیان مقیم خارج از کشور در سراسر دنیا هستش) این جای تبریک و پیروزی داره، برای اینکه در کمتر از سه هفته که این حوادث در جریان بوده و این مبارزات شدت گرفته، به خوبی همهٔ دنیا پشت سر مبارزات مردم ایران اومده.
پیروزی دوم به نظر من عقب‌نشینی‌ست که حکومت در مقابل اندک تحرک ملت، در مقابل آکسیون اعتصاب-اعتکاف از خودش نشون داد و فوراً همه جا رو تعطیل کرد و ترسید که حرکت مردم، برای مردم موفقیت محسوب بشه و سعی کرد بگه که نه، من خودم به دلایل دیگه‌ای مملکت رو تعطیل کردم، از جمله مسألهٔ آب‌وهوا و گرد و غبار؛ ولی واقعیت این است که ترس حکومت از مردم و قدرت مردم کاملاً آشکاره.
به نظر من پیروزی سوم صحبت آقای خامنه‌ای‌ست که در واقع کمی عقب رفته، سعی کرد که فرافکنی بکنه؛ حتی به قول کسی که گفت «مثل اینکه ایشون آلزایمر داره»، چون گفت «کی گفته اصلاً اینها آشوب‌طلبند، اینها از خارج گفته می‌شه»، در حالی که خود ایشون مردم رو آشوب‌طلب می‌خوند و نشونهٔ این آشکار می شه. به‌خصوص اینکه یک خبری روزنامه‌های ایتالیایی داده بودند که مقامات رژیم ایران، دارند مقدار زیادی پول از کشور خارج می‌کنند و یک خبر دیگه هم داشتیم که خانواده‌های پاره‌ای از مقامات بلندپایهٔ ایران، توی کانادا دیده شدند. البته این خبرها هروقت صددرصد تأیید بشه و مورد اطمینان صددرصد خودم باشه، خدمتتون ارائه خواهم کرد؛ ولی کاملاً ترس و وحشت در ارکان حکومت دیده می‌شه.
به نظر من صحبت شب گذشتهٔ آقای احمدی‌نژاد هم با واکنش صحیح مردم با فریادهای بلند الله‌اکبر مردم کاملاً نشون داد که مردم ناراضیند از این صحبت‌ها و اجرای مسألهٔ اتو و افزایش مصرف برق وادار کرد حکومت رو که در پاره‌ای مناطق برای اینکه ناپایدار بودن و لرزان بودن شبکهٔ سراسری برق رو جبران بکنه خاموشی بده و مصرف رو از مدار خارج کنه. این حداقل نشون می‌ده که از این پس آقای خامنه‌ای احمدی‌نژاد یا اعتراف-شو اگر بخواد از رسانهٔ انحصاری آقایون پخش بشه براشون هزینه داره و باید که حداقل برق یک قسمت‌هایی رو قطع بکنند و به این سادگی نیست که بتونند از این رسانهٔ انحصاریشون استفاده بکنند و حرف‌هاشون رو به خورد ملت بدند.
اما از این مقدمات من میام سر اصل موضوع. ببینید حکومت کمبود نیروی سرکوب‌گر داره؛ این فشار برای ایجاد جو ارعاب، خشونت و تهدید ناشی از کمبود نیروشه. این یک تاکتیک شناخته شده‌ست، از عهد چنگیزخان مغول که با هشتادهزار قشون حمله کرد، سرزمین‌های زیادی از جمله ایرانِ اون‌روز رو فتح کرد؛ برای اینکه عقبه‌ش شورش نکنند و نیروی کمش در تنگنا قرار نگیره، دست به کشتار، تخریب و نابودی شهرها می‌زد، ایجاد جو رعب و وحشت؛ برای اینکه بتونه با نیروی کمش کنترل بکنه. همین تاکتیک رو حکومت ایران داره به کار می‌گیره. اگر جوانی رو از ماشین پیاده می‌کنند، به جرم داشتن یک دستبند سبز یا یک عکس مهندس موسوی و با توهین، تهدید و فحش، فضیحت و تحقیر برخورد می‌کنند، اگر با تک‌تیرانداز از روی پشت‌بوم دختر و پسر مردم رو می‌کشند، به گلو یا سینه‌ش تیراندازی می‌کنند و در زندان شکنجه می‌کنند، نصفه شب به خونهٔ مردم می‌ریزند، همه تاکتیک‌های شناخته‌شده‌ای‌ست که با ایجاد رعب و وحشت بتونند کمبود نیروشون رو خنثی بکنند و بقیهٔ سرکوب مردم رو واگذار بکنند به افسردگی و پژمردگی مردم و خونه‌نشینی‌شون.
آنچه که در مقابلش ملت اتخاذ کرده، تاکتیک بسیار هوشیارانه‌ایست: یکی اینکه با اون الله‌اکبر گفتن، شعارنویسی و تظاهرات برق‌آسا و سایر آکسیون‌های اینگونه، حضور خودش رو نشون می‌ده؛ نشون می‌ده که عقب‌نشینی نکرده، از این جو وحشت نترسیده؛ همون شعاری که «نترسید، ما همه باهم هستیم» و دوم اینکه در یک فعالیت مثل روز پنج‌شنبه که همه می‌خوان بیان توی خیابون، کاملاً به حکومت نشون خواهد داد که مرعوب نشده. نکتهٔ بسیار بسیار اساسی این است که اگر گسترهٔ حضور مردم در تمام شهرها (که تا الان بیش از دویست و بیست شهر اعلام کردند که آمادگی دارند بیاند توی خیابون مردم) اگر در سطح همه جای شهرها باشه، مطمئن باشید که حکومت امکان اینکه سرکوب بکنه نخواهد داشت. به همین دلیل واجبه که شما اگر حتی نمی‌خواهید به محل‌های تعیین شده در هر شهری برید، پنج شنبه ساعت پنج بعدازظهر حتماً از منزل بیایید بیرون، در هر محله‌ای، در هر منطقه‌ای که هستید، همون‌جا پنجاه نفر، صد نفر وقتی باهم باشید و فقط ساکت راه برید، حداکثر انگشتتون رو V بکنید و اگر هم قرارشد شعاری بدید یک «یاحسین، میرحسین» بگید، کافیه؛ برای اینکه این شعار رو بعداً باهاش کار داریم و شعار محوری ما خواهد شد. این نشون می‌ده که با این فضایی که دو سه هفته پیش، بعد از اون کشتار شنبهٔ خونین ایجاد شد، مردم نترسیدند و حضور دارند.
و از همین جا بگم من پیشنهادات خیلی خوبی دیدم که شب‌های دیگه راجع بهش بیشتر صحبت می‌کنم، ولی خلاصهٔ این پیشنهادات جدید این است که پنج‌شنبهٔ بعدی که دوباره ساعت پنج بعدازظهر، موقع حضور مردم در خیابون‌هاست، کاملاً صلح‌آمیز و کاملاً به‌دور از خشونت و درگیری و پنج‌شنبهٔ بعد مردم در مقابل مقرهای سپاه در هر شهری که هست، ساکت و آروم حضور پیدا خواهند کرد، گل پای دیوار مقرهای سپاه خواهند گذاشت و خواهند رفت. این آکسیون که فردا شب و شب‌های دیگر من راجع بهش بیشتر صحبت می‌کنم، به نظر من تصمیم بسیار درستیست که در این پنج‌شنبه به سپاهی‌ها خواهد گفت که مردمی که شما اگر بکشیدشون، بسوزونیدشون، تکه‌تکه‌شون هم بکنید، به شما قراره گل بدند؛ اینها رو باید به فکر وادار کنید و بفهمند که با مردم صلح‌دوستی طرف هستند و دنیا رو هم به فکر خواهد انداخت، با کوشش‌هایی که داره در خارج می‌شه، این است که حکومت اگر دست به این وحشی‌گری‌ها بزنه مستحق هرگونه محدودسازیه.
من عرضم رو به پایان می‌برم بقیهٔ صحبت رو می‌گذارم برای فردا شب و کمی هم صحبت از فعالیت‌های فلج سازی خواهیم کرد. تا دیدار دیگه خداحافظ شما به امید پیروزی.
خون شهید پایمال نمیشود
۱۴:۱۱ | Author: Evidence
رئیس جمهور میرحسین موسوی شب گذشته با حضور در منزل یک شهید که در جریان اعتراضات آرام مردمی به تخلف و تقلب در روند برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری به شهادت رسید با خانواده وی دیدار کرد و به آنان تسلیت گفت. پدر شهید ضمن تشکر گفت: پسرم خیلی علائق سیاسی نداشت اما در جریان انتخابات به جنابعالی علاقه‌مند شده بود و مسائل را دنبال می‌کرد. پس از انتخابات، نتایج اعلام شده را واقعی نمی‌دانست و به آن اعتراض داشت. خیلی ناراحت بود اما به هیچ وجه اهل درگیری و خشونت نبود. نمی‌دانم چرا هدف تیراندازی قرار گرفت. موسوی در پاسخ به برادر کوچک‌تر شهید که خواهان جلوگیری از پایمال شدن خون شهید بود گفت خونی که به ناحق ریخته شده باشد پایمال نمی‌شود و به ثمر خواهد نشست.
۱۳:۵۰ | Author: Evidence
درود بر مهدی مهدوی کیا... واقعا ماشالله به صداقت و غیرتت... نامه زیر رو بخونید. مهدی مهدوی کیا نوشته با دست خط خودش. یه سری از نماینده های وطن فروش مجلس و مسئولین سازمان و فدراسیون و چند تا از این سایتها و روزنامه های دروغ پرداز متعلق به حکومت بازیکنهای تیم ملی رو به وطن فروشی متهم کردند. البته کاملا معلوم بود از کجا عصبانی بودن. جریان برمیگرده بهمون مچ بندهای سبز که بازیکنهای تیم ملی در حمایت از مردم کشورشون بسته بودن. مثل اینکه این مورد خیلی برای کودتاچی ها سنگین بوده طوریکه این بازیکنها رو مجبور کردن از تیم ملی خداحافظی کنن. حالا به این هم راضی نشدن و دنبال محرومیتشون بود. تا اینکه فیفا به فدراسیون فوتبال ایران اخطار داد که حق نداره این بازیکنها رو محروم کنه. فدراسیون هم در جواب نوشت ما قصد نداشتیم محروم کنیم و اینا همش شایعه س ولی اگر تو قانون فیفا کار این بازیکنها تخلف محسوب میشه ما آماده ایم محرومشون کنیم. فیفا هم در جواب نداشت اصلا این مسئله به شما هیچ ارتباطی نداره چون یه مسابقه بین المللی بوده و تحت نظارت فیفا... خوب به پوزشون برخورد. بعد که دیدن از این طریق نتونستن نقشه شوم خودشونو عملی کنن. شروع کردن به شایعه سازی و حاشیه پردازی که آره این بازیکنها وطن فروش هستن. به جای اینکه به فکر بازی باشن مچ بند سبز بستن. و از این جور صحبتها... تا اینکه مهدی مهدوی کیا کاپیتان تیم ملی تو این نامه به خوبی جواب این عده به قول مهدی اندک رو داده. اونا نمیدونن این تیم ملی متعلق به مردمه نه حکومت... وقتی بین مردم و حکومت جدایی بیفته مطمئنا بازیکنهای تیم ملی از مردم حمایت میکنن چون متعلق به مردم هستن.

اینم متن نامه مهدی مهدوی کیا :

در ابتدا با شما مردم سخن می‌گویم که در همه حال و همواره حامی و پشتیبان تیم ملی و بازیکنان آن بوده اید و در تمامی پیروزیها و شکستها در کنار ما و در غمها و شاد‌های یکدیگر شریک بوده‌ایم، با پیروزیهای تیم ملی اشک شوق و با شکستها گریسته‌اید.

تلاش برای سربلندی ایران و به وجود آوردن لحظات شاد و زیبا برای شما از وظایف اصلی من و همبازیانم در طول این سالها بوده است اما از جهت شکستها و لحظات بدی که در ذهن شما نشانده‌ایم به نوبه خود از همه شما عذرخواهی می‌کنم و برای تک تک شما عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت در راه رسیدن به اهدافتان را دارم.

اولین باری که با پیراهن تیم ملی به میدان رفتم را فراموش نخواهم کرد و مدت حضورم در تیم ملی از بهترین زمان عمرم به حساب می‌آید. از آنجا که در عمل به جوانگرایی اعتقاد خاصی داشته‌ام و به همین دلیل از شرکت در بسیاری از بازیهای ملی به خاطر حضور جوانان و تجربه‌اندوزی آنان صرفنظر کرده‌ام زمان را مناسب می‌بینم که برای همیشه از فوتبال ملی کناره گیری کرده تا این جوانان برومند و توانا در سال‌های آینده افتخارات بی‌شماری را برای ایران به ارمغان آورند.

آرزوی موفقیت می‌کنم برای تیمی که همیشه عاشقانه دوستش داشته‌ام و برای سربلندی‌اش تلاش کرده‌ام و از این به بعد عنوان هوادار و حامی بازیهای تیم ملی را دنبال خواهم کرد.

از مربیان عزیزم، بازیکنانی که در طول این سالها در تیم ملی همبازی بوده ایم و همیشه از دوستان خوب من هستند، از تمامی عزیزانی که در طول این سالها افتخار همکاری با آنها در تیم ملی را داشته‌ام، از مطبوعات و رسانه‌های ورزشی که همیشه سعی کرده‌ام احترام متقابلی بین ما باشد از همه شما صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم.

از تک تک اعضای خانواده‌ام، دوستان خوبم در سراسر دنیا که همواره مرا یاری کرده‌اند، از همسرم و دختر عزیزم که در طول این سالها به علت حضورم در اردوها و مسابقات بیشتر اوقات را تنها بوده‌اند و سهم بزرگی در موفقیتهای من داشته‌اند صمیمانه تشکر و قدردانی می‌کنم و در پایان بعد از هفته‌ها سکوت لازم می‌دانم که نسبت به دو نکته اظهار نظر کرده و بعد از این هیچ اظهارنظر و مصاحبه‌ای در مورد تیم ملی و فوتبال ایران انجام نخواهم داد.

اول آن که همه می‌دانیم با راه نیافتن تیم ملی به جام جهانی و حذف نمایندگان فوتبال ما از جام باشگاههای آسیا زنگ خطر برای فوتبال ایران به صدا در آمده است.

از تمامی پیشکسوتان و اهالی فوتبال که در فوتبال این مملکت زحمت کشیده‌اند و دلشان برای فوتبال ایران می‌سوزد درخواست می‌کنم دست به دست هم داده و با همت و تلاش و دور اندیشی شرایطی را به وجود آورید تا فوتبال ایران به جایگاهی که استحقاقش را دارد، بازگردد و از مسوولین فوتبال کشور و افرادی که به هر نحوی در اداره فوتبال ایران نقشی دارند خواهش می‌کنم به جای نامه‌نگاری و پیگیری مسایلی که اصولا از وظایف آنها به شمار نمی‌رود به دنبال اجرای طرحی منظم و دقیق و دراز مدت همراه با امکانات لازم برای فوتبال ایران باشند به مانند دیگر کشورهای آسیایی که در فوتبال در حال پیشرفت هستند تا در آینده شاهد شکوفایی و درخشش فوتبال ایران در سطح آسیا و جهان باشیم.


خرمگس قهرمان
۱۳:۳۹ | Author: Evidence
دیشب احمدی نژاد به طور مستقیم از تلویزیون حرف زد. من که اصلا نگاه نکردم چون مدتی هست اصلا برنامه های صدا و سیمای دروغگو رو نگاه نمیکنم. در دروغگویی صدا و سیما همین بس که از اتحادیه رادیو و تلویزیونهای دنیا اخراجش کردن. اینقدر وقاحت به خرج داد و اینقدر همه چیزو دقیقا برعکس نشون داد که دیگه از اتحادیه انداختنش بیرون.
مثل اینکه دیشب وقتی احمدی نژاد داشت صحبت میکرد. یه مگس میاد میشینه روش و ولش نمیکنه. تو بالاترین مطالب خیلی جالبی در این مورد نوشتن که دوتاشو میزارم :

در جریان نمایش امروز احمدی نژاد در صداوسیما مگسی مزاحم وی شد. این روایت را بسیار مناسب برای رئیس دولت کودتا دیدم : روزی منصور دوانقی، دوّمین خلیفه عباسی، در محضر امام صادق علیه‏السلام بود. مگسی آمد و روی بدن منصور نشست و او را گزید. منصور آن را رد کرد. همان مگس بار دیگر آمد و منصور را گزید. برای چندمین بار مگس بازگشت. منصور که عاصی شده بود رو به امام صادق گفت: خداوند برای چه مگس را آفرید؟ امام بی‏درنگ فرمود: «برای این‏که افراد جبار و متکبر را خوار کند». به این ترتیب امام صادق علیه‏السلام چهره واقعی منصور را به او نشان داد.

***
اینم یه خبر طنز در این مورد

برطبق یک منبع موثق مگس قهرمانی که بر سر احمدی نژاد می چرخید توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد ودرحال اعتراف کردن است



مهندس حمید مداح شورچه فعال در ستاد مرکزی میرحسین موسوی در مشهد به شهادت رسید.او که از فعالان ستاد میرحسین موسوی در مشهد بود بعد از اعتراض به نتایج انتخابات همراه با گروهی از اعضای ستاد مشهد در صحن مسجد گوهرشاد دست به تحصن زد که توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. او در مدت بازداشت تحت شکنجه قرار گرفت تا چند روز بعد از آزادی به دلیل شدت جراحات وارده جان سپرد.پزشکی قانونی علت مرگ وی را خونریزی مغزی اعلام کرده است.گفتنی است مراسم یادبود او روز یکشنبه 14/4 برگزار شد.
روحش شاد
طنزي تلخ و پرمعنا در خصوص وقاحت بيش از حد اين ديكتاتور

اللهم عجل لولیک الفرج و النصر.

من گمان می­کردم شما می­خواهید مطالب اساسی رابیان کنید. بنده به شما علاقه مندم. ولی باید تکرار کنم که دلم می­سوزد که به شما اطلاعات غلط داده­ اند.
ببینید آقای صاحب زمان. خواهش می­کنم به این نمودار دقت کنید. به این می گویند ضریب جینی. هرچه قدر بیشتر باشد، شکاف دینی ملت بیشتر است. الان وضع دینی ملت از قبل بهتر است.. از زمان شما که خیلی بهتر است. پس برای چه شما الان ظهور کردید؟ این ۱۲ قرن کجا بودید؟ ۱۲ قرن فساد نبود؟ غارتگری نبود؟ الان یک دفعه وضع بد شد؟ گرانی شد؟ بی دینی شد؟ در این ۱۲ قرن گل و بلبل بود؟ برای چه ۱۲ قرن سکوت کردید؟ ملت که فراموش نکرده است.
زمان شما ببینید همه مناصب دست خویشاوندان یک عده­ ای بود. یک حلقه ای درست کرده بودند و مدام امامت را بین فرزندانشان می چرخاندند. 4 سال پیش ما آمدیم و ادعای تقدس و هاله نور کردیم. انگار وارد حریم ممنوعه عده­ ای شدیم. [من] نمی­خواهم وارد بعضی مسایل شوم. و الان می­بینیم که همه­ ی این­ها با هم متحدند.. ما معتقدیم که صحنه­ گردان اصلی آقای هاشمی است. نفرمایید که ارتباطی نیست. اتفاقا ظهور شما هم جزو همان برنامه است. حتا کورش و امیرکبیر هم جزو همان باندند. ملت فراموش نکرده که آقای هاشمی کتاب در مورد امیرکبیر نوشته و او را تایید کرده. میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی هم که از اقوام جنابعالی ­اند. خود شما هم که شال سبز پوشیده­ اید. این ها مفهومش چیه؟

هدف این دولت خدمت به ملت است. ملت بیدار است. بحمدالله ملت ایران هسته ­ی شده است. نانو شده است. سلول بنیادی شده است. فضایی شده است. جام جهانی شده. المپیک شده. برای چه می­خواهید رشد ملت را زیر سوال ببرید؟
این که خیلی بده. مگر زمان شما و پدرانتان چه قدر پروژه احداث شد؟ یک مسجدالرسول بود زمان جدتان و یک دانشگاه زمان امام صادق. چقدر اینترنت بود؟ چقدر روزنامه بود؟ آیا دموکراسی بود؟ فقط یک ابولهب بود که از شما انتقاد می­کرد. ببینید با او چه کردند. با همسرش چه کردند. کراواتش را در خیابان چیدند. دستاوردهای ملت را زیر سوال نبرید. 1400 سال است وضع ملت را به این­جا رساندید. آن وقت جاروجنجال راه می­اندازند که آبروي ايران در اين دولت رفت. من فقط با طرح دوتا سوال از موضع ملت دفاع کردم. آن­ها به هم ریختند.. مستاصل شدند. شما چرا نشسته ­اید به جای آمریکایی­ها و از آنها دفاع می­کنید؟ ملت فراموش نکرده زمان شما روابط با آمریکا چگونه بود. یادتان رفته که عموی شما امام حسن در سعدآباد آن قرارداد ننگین را با معاویه بست؟ اینه دیپلماسی عزتمند؟

من نمی­خواستم این مسایل را باز کنم.. اما خیلی متاسف شدم وقتی این خبر را به من دادند. برای چی شما در عاشورا از بازیگر استفاده می­کنید؟ ملت نمی­داند که ظلم هست؟ فشار هست؟ لازم بود شما بازیگر [بیاورید] که نشان بدهید وضع دینی مردم خراب است؟ من تعجب می­کنم از شما.
نمودارهای بانک مرکزی نشان می­دهد دین مردم در زمان حکومت شما و پدرانتان بدترین [وضع] را داشته. در زمان جد شما میزان تشیع در هکتار صفر بوده. ما رساندیم به 100ملیون. این را که دیگر نمی­شود انکار کرد آقای صاحب زمان. من نمی­خواستم وارد این بحث بشوم اما جد شما با یک هجمه ­ی سنگین یک کتاب علیه بنده چاپ کرده که توی اون به صورت بی­سابقه­ ای طی سیصد هزار تیتر به من و منافقین لعنت فرستاده.

من شخصا علاقه مند به ورود به اين­ها نبودم. قبلا هم گفته ­ام که ازهمه­ ی افتراهایی که بخود من نسبت داده شد، گذشت کردم. الان هم مي­بخشم. اما ازتوهين به منافقین، توهين به انتخاب ملت نمي توانم بگذرم. ملت اين اجازه را نمي­دهند. شما آقای صاحب­الزمان باید پاسخ ملت را بدهید. این همه پولی که در جمکران به شما داده می­شود چه شد؟ این­ها را هزینه مراسم تولد خودتان کردید؟ همین آقای جزایری کلی نذر کرده بود. شما پول را که می­گرفتید نپرسیدید از کجا آمده؟ بعد سیل اتهامات است که به ملت وارد می­کنند. من همین جا اعلام می­کنم، اگر آقای محصولی گفته که ثروتش امانت شماست که قرار است بعد از ظهور به شما بازگردانده شود، همه ­اش مال شما و تیم­تان. با نوار و این حرف­ها که نمی­شود کشور را عالمانه اداره کرد. رئیس جمهور باید خودش کارشناس ارشد باشد. بنده دکتری­ام را با شب بیداری گرفته ­ام. نه مثل بعضی که همزمان حکومت می­کردند هم بدون کنکور ولایت گرفتند، آن هم در5 سالگی. البته من آماده ام شما تشریف بیاورید تا من به عنوان یک شاگرد برای شما توضیح بدهم که دیپلماسی عمومی چه چیز خفنی است.

من فقط این نکته را بگم و عرایضم را خاتمه بدهم. من این­جا پرونده­ ی دارم از دوتا خانم. اجازه دارم بگم؟ بگم؟ این خانم­ها را شما می­شناسید. شما همیشه با این­ها بوده­اید. یک زمانی با خانم صغری و بعد خانم کبری. من با همین غیبت مخالفم نه قانون آقای ولیعصر
هجده تیر و ترس رژیم
۲۲:۴۹ | Author: Evidence
از دیروز دوباره وضعیت برای کودتاچی ها قرمز شده. اس ام اس دوباره قطع شد. سرعت اینترنت باز هم افت شدید کرد و اختلالات تلفنی هم به اوج خودش رسیده. خوشحالم... همه این علائم نشون دهنده اینه که جنبش با قدرت به راهش ادامه میده و زنده س. حکومت به شدت ترسیده. ما با یه برنامه ریزی برای 18 تیر تونستیم دوباره لرزه بر اندام بالا تا پایین این حکومت دیکتاتوری بندازیم. حتی اگر 18 تیر یک نفرم برای تظاهرات بیرون نره ما پیروز شدیم. با اطمینان میگم سردمداران حکومت کودتا الان شب و روز ندارن. خواب خوراک ندارن. دم به ساعت جلسه میزارن که چه غلطی بکنیم. اینا همش از ترس خشم مردمه. فکر کردن همه چی تموم شد و حالا میتونن با خیال راحت به دزدی های خودشون ادامه بدن. نه جنایتکارها هنوز اول راهه. کجا رو دیدید ؟ دیگه آسایش و آرامش برای شما حرامه. یک پدری از شما در بیاریم که تو تاریخ با خط درشت بنویسن. منتظر باشید و ببینید....

ردم ایران، مردم دنیا و دولتهایشان و بخصوص دولت ایران چشم به تظاهرات 18 تیر دوخته اند تا سرنوشت جنبش سبز را ببینند. آنهایی که منافعشان در سرکوب ملت ایران و تداوم حیات رژیم کودتا است تحلیل می کنند که جنبش مردم ایران در اعتراض به کودتا و نادیده گرفتن رای و اراده اشان حرکتی احساسی بوده که بنا به هیجانات انتخاباتی روی داده و اینک با عملکرد حکومت و سرکوب خشن و وحشیانه و دستگیریها و تهدیدات و ارعاب انجام شده دیگر فروکش کرده و دولت کودتا مستقر و بتدریج رو به ثبات رفته و همه ناگزیر به پذیرش این واقعیت و برسمیت شناختن آن و همکاری با حکومت هستند.
مردم در مقابل بر این تصمیم هستند که همچنان به هر قیمتی شده از حقشان دفاع نموده و اجازه ندهند که رژیمی نامشروع با حمایت یکی دو دولت خارجی سرنوشت کشورشان را بکلی دگرگون نموده و با تن دادن به خفقان تحمیلی از سوی حکومت، زمینه بروز یک دولت طالبانی و سیه روزی شوم را فراهم نمایند.
کشورهای مختلف دنیا نیز نظاره گر اوضاع هستند تا تصمیم نهایی خود را بگیرند. آیا باید با دولتی که می دانند نامشروع و حاصل یک کودتای آشکار است کنار آمده و آنرا تحمل نموده و با آن همکاری نمایند یا اینکه بجای تن دادن به یک راه کثیف بتوانند راه انسانی و شرافتمندانه دفاع از مردمی آزادیخواه و حق طلب را پیشه نمایند.
حکومت کودتا نیز آشفته و پریشانحال بانتظار نشسته تا ببیند رهنمودهای رهبر که گفته بود من این ملت را می شناسم، باید توی سرشان زد تا ساکت شوند و باید خشونت نشان داد تا بترسند درست در می آید یا خیر. برای طیف ناهمگون درون حاکمیت که طرز فکرهای گوناگون تندرو که معتقد به دستگیری و اعدام موسوی و کروبی هستند تا میانه رو که اعتقاد به نرمش و مصالحه با مخالفین و کنترل اوضاع را دارند، روز 18 تیر روز سرنوشت سازی است که سبب تشدید گسترده این اختلافات خواهد بود.
دولت روسیه که شریک و حامی خارجی این کودتا می باشد نیز زیر فشارهای بین المللی دچار مشکلات فراوانی شده و نگران و ملتهب چشم به 18 تیر دوخته است تا ببیند موج سبز طبق آرزوی آنها دیگر مرده است یا اینکه همچنان زنده و برقرار. روسیه فردای 18 تیرمجبور است راهش را از کودتاگران جدا نموده و بیش از این منافع بین المللی خود را در خطر نیانداخته و برای تحت فشار گذاشتن غرب از طریق تبدیل ایران به کره شمالی دوم، در صدد یافتن روش دیگری برآید. اگر جنبش سبز بار دیگر حیات خود را در 18 تیر اعلام نماید، چاره ای برای روسها باقی نخواهد ماند جز اینکه به خامنه ای اطلاع دهند توافقات استراتژیک سال 1386 پوتین-خامنه ای دیگر قابل ادامه نخواهد بود و حکومت ایران باید چاره دیگری برای کره شمالی شدن پیدا کند. فرصت طلبی و بیوفائی روسها که تاریخشان با آن نوشته شده است کمر کودتاچیان را خواهد شکست.
اما ما بسان موجی سبز و پاک، فارغ از اینکه حکومت کودتا و دولتهای خارجی و روسیه خبیث در چه اندیشه ای هستند، روز 18 تیر در خیابانهای شهر جاری خواهیم شد تا سرنوشتمان را خودمان تعیین کنیم. موج سبز ما پلیدیها و زشتی های حکومت نامشروعی که بروی ولی نعمتش، بروی مردمش خنجر کشیده است را خواهد شست و با خود خواهد برد.

آن خس و خاشاک تویی، پست‌تر از خاک تویی
شور منم، نور منم، عاشق رنجور منم
زور تویی، کور تویی، هاله‌ی بی‌نور تویی
دلیر بی‌باک منم، مالک این خاک منم

18 تیر برای جنبش سبز و برای کودتاگران یک نقطه غیرقابل بازگشت است. تظاهرات 18 تیر جنبش سبز را از مرحله پیدایش در مسیر به ثمر رسیدن قرار داده و برای هیچ قدرتی امکان بازگرداندن وضعیت به قبل از آن وجود نخواهد داشت.

باید همه توان و هستی خود را برای حضور گسترده مردمی در 18 تیر گذاشته و از این نقطه غیرقابل بازگشت عبور نمائیم.

مشروح جلسه با دیکتاتور
۰۰:۵۷ | Author: Evidence

آقاي حقاني ازدفتر مقام رهبري به من تلفن كرد وگفت كه ساعت 6 بعد از ظهر به ملاقات ايشان بروم. في‌الواقع 5 نفرازاعضاي ستاد آقاي كروبي (منتجب نيا، نجفي،خباز، خانم كروبي و من) را براي اين ملاقات دعوت كرده بودند.

پس از ورود به محل ملاقات متوجه شدم كه به غير از ما، از ساير ستادهاي انتخاباتي و شوراي نگهبان، وزارت كشور، دادستاني كل كشور و بازرسي كل كشور نيز افرادي را دعوت كرده‌اند.

اظهارات اوليه آقاي خامنه‌اي

جلسه بي‌نظيري است – رفقاي ديروز و رقيبان امروز همگي جمع شده‌ايم.

اينجوري تنظيم كردم كه هر مجموعه‌اي در دقايقي كوتاه حرف دلش را بزند. هيچ تقيه و ملاحظه‌اي هم نكند. ما در چهار راهي پر ترافيك گرفتار شده‌ايم. در ترافيك هم همه اعصاب‌ها بهم مي‌خورد. اما بايد از آن عبور كنيم. به يك تربيتي شروع كنيم. مي خواهيد به ترتيب سن باشد. از مجموعه آقاي كروبي شروع مي كنيم كه شيخ‌الكانديداها بوده‌اند.

اظهارات من

من چند سال است كه با شما ملاقات نداشته ام. اما ابتدا بايد عرض كنم من همان مرتضي الويري هستم كه قبل از انقلاب شما خطبه عقد مرا خوانديد، با همان اعتقادات به اسلام و با همان عشق به مملكت. اما امروز نگران انشقاق جامعه ايراني هستم. من در صوت رساني راهپيمايي‌هاي ميليوني زمستان 57 با تعدادي از فارغ‌التحصيلان شريف حضور داشته و از بالاي تير چراغ برق جمعيت را نگاه مي كردم و در راهپيمائي سالگردهاي‌ 22 بهمن در اين سه دهه حضور داشته‌ام، اما بايد اعتراف كنم راهپيمائي ديروز از همه وسيع‌تر و بزرگ‌تر بود. اين يك هشداري است كه بايد جدي گرفته شود. معلوم مي شود مردم دغدغه‌اي دارند كه عليرغم همه ناملايمات اين چنين به صحنه مي‌آيند.

اشكالات ما به انتخابات طي نامه‌اي به امضاي آقاي كروبي ديروز به شوراي نگهبان تقديم شده است.اين اشكالات در چهار سرفصل خلاصه مي‌شود.

سر فصل اول عدم صلاحيت فردي احمدي‌نژاد در تطبيق با مفاد اصل 115 قانون اساسي است.

در اينكه ايشان رجل سياسي هستند يا نه ما وارد نمي شويم زيرا سليقه‌ها فرق مي كند. اما در همين اصل آمده كه رئيس جمهور بايد امانت‌دار و با تقوي باشد.

امانت‌داري اقاي احمدي‌نژاد زير سئوال است. زيرا به موجب گزارش ديوان مجاسبات، وي 2000 مورد تخلف مالي در سال 86 داشته و يك ميليارد دلار نيز در سال 85 مفقود است. در مورد تقوي هم بايد گفت كه شرط لازم براي تقوي صداقت و راستگوئي است. اگر فرصت بود مصاديق زيادي از خلاف‌گويي‌هاي آقاي احمدي‌نژاد را در اينجا بيان مي كردم.

فصل دوم، تخلفات پيش از برگزاري انتخابات است.

يكي از آنها توزيع هزاران ميليارد تومان پول به صورت نقدي و كالائي بين مردم از منابع عمومي است. از توزيع سيب‌زميني مجاني گرفته تا واگذاري‌ 6 ميليون سهام عدالت و تا پرداخت علي‌الحساب اضافه حقوق در حاليكه اسناد آن هنوز آماده نشده است. طبق گزارش‌هاي موجود 80 درصد اعتبار ساليانه سازمان تامين اجتماعي و كميته امداد تخصيص داده شده و در ميانه سال بايستي براي تامين اعتبار اصلاحيه به مجلس بفرستد. دومين تخلف پيش از برگزاري انتخابات استفاده تبليغاتي از روزنامه‌هائي است كه از يارانه‌ دولتي استفاده مي‌كنند مانند كيهان، ايران و جام جم و......

سومين تخلف پيش از برگزاري انتخابات، تبليغات يك سويه رسانه ملي به نفع آقاي احمدي‌نژاد در جهت تخريب بقيه است كه از چند ماه پيش آغاز شد. صدا و سيما به اين نيز بسنده نكرد و در آخرين ساعات آزادي تبليغات، بيست دقيقه بطور اختصاصي در اختيار آقاي احمدي نژاد قرار داد و براي خالي نبودن عريضه 76 ثانيه نيز به آقاي كروبي مرحمت كردند كه به عنوان اعتراض از آن استفاده نكرديم.

فصل سوم مربوط به تخلفات روز انتخابات است.

تخلفات روز انتخابات به طورخلاصه به اين شرح است:

1-سيستم پيامك وSMS را كه وسيله ارتباطي ما با نمايندگان نامزد بر روي صندوق‌هاي راي بود قطع كردند.

2-براي بسياري از كسانيكه به عنوان ناظر معرفي كرديم كارت صادر نكردند.

3-بسياري از ناظرين ما اجازه نيافتند كه موقع پلمب كردن صندوق حاضر باشد.

4-در بسياري از صندوق‌ها گفتند تعرفه تمام شده در حاليكه چند ميليون تعرفه اضافه چاپ كرده بودند.

5-در حاليكه در بسياري از صندوقها جمعيت براي راي دادن صف كشيده بودند، درب حوزه را بستند در حاليكه در سالهاي قبل بعضاً تا ساعت يك نيمه شب نيز راي‌ مردم اخذ شد.

فصل چهارم تخلفات مربوط به نحوه اعلان نتايج انتخاباتي است.

طبق روال قانوني بايستي ابتدا نتايج هر صندوق در فرم‌هاي موسوم به 22 درج و امضا شود. سپس در فرمانداري اين فرم‌هاي 22 در فرمي موسوم به 28 تجميع و به وزارت كشور ارسال مي‌گردد. وزارت كشور بدون توجه به اين مراحل به صورت مستقيم شروع به اعلان نتايج نمود كه بسيار مشكوك است. به نظر مي آيد نتايج اعلان شده اصلا ربطي به فرم‌هاي 22 و 28 و تجميع صندوق‌ها ندارد، بلكه طبق طرح از پيش تنظيم شده قرار بوده است كه آقاي احمدي‌نژاد قدري بيشتر از 24 ميليون كه راي آقاي خاتمي بوده راي بياورد. قرار بوده است آقاي كروبي كه قدري زبان‌درازي كرده و بحث اصلاح قانون اساسي و حقوق شهروندي را مطرح كرده بيش از 300 هزار راي نياورد. اما بنا به دلايل چهارگانه فوق انتخابات را كاملاً مخدوش مي دانيم.

سخنان دكتر بهشتي (به نمايندگي از گروه ميرحسين موسوی)

نكته اساسي اين است كه نبايد بگذاريم جمهوريت نظام مخدوش شود. برخوردهاي هتاكانه و پرده‌دري هايي كه در اين انتخابات صورت گرفت فضاي مسمومي و پرداخته كه ساخته را بر جامعه حاكم كرد. در فضاي مسمومي دروغ و نيرنگ است نمي‌توان انتظار انتخابات سالم داشت. با اين وضعيت جمهوريت نظام قرباني شده است. احياي جمهوريت ايجاب مي‌كند كه اين انتخابات ابطال شود. متأسفانه هفت نفر از اعضاي شوراي نگهبان از نامزد حاكم حمايت كردند و لذا اين شورا نمي‌تواند مرجعي بي طرف براي رسيدگي به شكايات باشد.

اظهارات آقاي دكتر دانش جعفري (نماينده گروه محسن رضايي)

ضمن تأئيد اشكالاتي كه نمايندگان آقاي كروبي و موسوي بيان كردند، اضافه مي‌كنيم استفاده از منابع دولتي توسط نامزد حاكم بسيار فراگير و گسترده بوده است. به عنوان مثال 5 ميليارد دلار از صندوق ذخيره ارزي در تابستان سال گذشته براي جبران خسارات خشكسالي تصويب شد. دولت از توزيع اين اعتبار به روستائيان و خسارت ديدگان امتناع كرد، با آنكه لايحه را با قيد دوفوريت به مجلس داده بودند. نهايتاً اين اعتبار در آستانه برگزاري انتخابات توزيع شد. رفت و آمد آقاي رئيس جمهور با هواپيماي دولتي براي تبليغات انتخاباتي امكان ويژه آقاي احمدي نژاد بود كه در اختيار سايرين نبود. تعدادي از وزرا كه حق نداشتند با اين عنوان تبليغات انتخاباتي كنند در حد وسيعي به استانهاي مختلف رفتند و براي آقاي احمدي نژاد تبليغ كردند. در اصفهان يكي از اعضاي شوراي نگهبان به نفع آقاي احمدي نژاد سخنراني كرد.

مداخله نيروهاي مسلح و بسيج به نفع يكي از نامزدها بر خلاف نظرات امام يكي ديگر از خلافكاري هاي انتخابات اخير است .

آقاي خامنه اي به شوخي و لبخند : منظورتان حمايت آن ها از نامزدي كه سابقه نظامي داشته ؟

- خير . حمايت گسترده از نامزد حاكم . سخنان حضرتعالي در كردستان هم به زعم بسياري ، حمايت از آقاي احمدي نژاد تفسير شد. اشكالات فراواني بر اين انتخابات مترتب مي‌دانيم و براي برون رفت از وضعيت فعلي هم پيشنهادي داريم كه اگر بفرمائيد تقديم مي‌كنيم.

اظهارات آقاي هاشمي ثمره (به نمايندگي از گروه آقاي احمدي نژاد)

پس از خواندن دعاي فرج – اين پيروزي را به حضرتعالي تبريك مي‌گوئيم. اين واقعه لبيك بود به پيام حضرتعالي- موضع‌گيري دوستان و دشمنان نشان مي‌دهد كه واقع روز 22 خرداد چقدر مهم است.

22 خرداد موجب احياي دوباره جمهوريت و اسلاميت نظام شد. جمهوريت از اين نظر كه 84% مردم در اين انتخابات شركت كردند كه در نوع خود بي‌نظير است. اسلاميت از نظر توجه به پيام حضرتعالي. حرف‌هايي كه نمايندگان نامزدها زدند بيشتر بهانه‌جويي است. آيا اعلان پيروزي موسوي در پايان انتخابات روز جمعه توسط آقاي موسوي كار درستي بود؟

اظهارات كوتاه آقاي خامنه‌اي

مطالب و اشكالاتي كه بقيه گفتند بيان همان مطالبي است كه آقاي الويري دسته‌بندي شده گفتند. شوراي نگهبان مي‌گويد برخي از اين اشكالات متوجه آنها نيست. راجع به سخنراني كردستان – من در كردستان حرفهاي هميشگي خود را زدم – آقاي كروبي گفت من رفتم ايلام گفتم اينهايي كه خامنه‌اي مي‌گويد (ويژگيهاي آقاي رئيس جمهور) اين من هستم. پس هر كسي مي‌تواند مطالب من را به خودش تطبيق دهد.

اظهارات آقاي دانشجو ( به نمايندگي از گروه وزارت كشور)

من درمورد مطالبي كه نمايندگان نامزدها گفتند و اتهاماتي كه زدند ابراز نظر نمي‌كنم و آن را به خدا واگذار مي‌كنم.اجازه مي‌خواهم گزارش از روند انتخابات از چهار پنج ماه پيش تا كنون را به استحضار برسانم. (آقاي دانشجو متني چند صفحه‌اي را كه قبلاً نوشته بود قرائت كرد.) آقاي دانشجو در گزارش خود گفت كه تعداد ناظرين نامزدها در تهران و كل كشور به شرح زير بوده است:

تهران كل كشور

آقاي احمدي نژاد 2712 33058

آقاي موسوي 2915 40000

آقاي رضايي 348 5421

آقاي كروبي 599 13506

آقاي دانشجو گفت كه تا كنون هيچ شكايتي به ستاد انتخابات وزارت كشور تا اين تاريخ نرسيده است. (لازم به ذكر است كه در روز برگزاري انتخابات ده‌ها شكايت از ستاد انتخاباتي كروبي به ستاد انتخابات وزارت كشور ارسال شد.)

اظهارات آقاي كدخدايي (به نمايندگي از گروه شوراي نگهبان)

شوراي نگهبان علاوه بر وظايفي نظارتي كه از قبل انجام ميداده دو اقدام جديد را نيز در دستور كار خود قرار داد. يكي اينكه بر روي تعرفه‌ها علاوه بر مهر ستاد انتخابات، مهر نظارت را هم در آن پيش‌بيني كرديم. دوم اينكه درخواست كرديم نمايندگان نامزدها در محلي كه در شوراي نگهبان پيش‌بيني كرديم حاضر باشند و در جريان گزارش‌هاي دريافتي در روز انتخابات قرار بگيرند.

بسياري از اشكالاتي كه آقايان براي انتخابات مطرح كردند كلي است كه شوراي نگهبان نمي‌تواند رسيدگي كند. اما ما با بررسي شكايت‌ها را شروع كرديم.

اظهارات كوتاه من

حاج آقا اگر اجازه بفرمائيد قبل از اينكه جنابعالي مطالب خود را بيان كنيد اجازه دهيد هر يك از نامزدها در حد سي ثانيه يا يك دقيقه پيشنهاد خود را براي برون‌رفت از وضعيت فعلي بيان نمايند.

اظهارات آقاي خامنه‌اي

-آن را بگذاريد براي وقت اضافي

مطالبي كه آقاي خامنه‌اي فرمودند بطور مشروح در رسانه ها منتشر شد ااما برخي نكات مهم آن به اين شرح است:

- انتخابات هميشه مظهر وحدت ملت و عزت ملي بوده.

- بايد سعي كنيم انتخابات موجب انشقاق نشود.

- براي من شب‌هاي انتخابات بسيار جالب بود كه طرفداران نامزدها در خيابان ها جمع مي‌شدند بدون اينكه بين آنها درگيري باشد.

- بايد اطمينان كامل براي همه حاصل شود.

- من شخصاً در همه انتخابات‌هاي گذشته به مسئولين اعتماد كردم در حاليكه مي‌دانيد از سلايق مختلف بودند. اما اين اعتماد موجب نمي‌شود كه شبهه تعقيب نشود.

- هر طرفي بايد ملاحظاتي بكند. همه بايد حلم داشته باشيم.

- حساب تشنج‌ها بايد از نامزدها جدا شود. اگر كس ديگري هم رأي مي‌آورد همين بساط بود.

- همه تكليف داريم از هويت اين ملت دفاع كنيم.

* * *

در اين جا آقاي خامنه‌اي فرمودند كه از اين به بعد جلسه غير رسمي و خصوصي است. دوربين ها و ضبط را جمع كنيد.

در اين بخش از برنامه كه قرار بود طبق پيشنهاد من، فرصت يك دقيقه‌اي به نامزدها داده شود، آقاي خامنه‌اي ضمن اشاراتي به مسائل قبل از انقلاب و اينكه ايشان با مرحوم آيت ا... طالقاني خطبه عقد مرا خوانده‌اند و اينكه ميزان مهريه (يك كلام ا... مجيد) در آن زمان خيلي ارزشمند بود و...... از من خواستند كه در حد يك دقيقه پيشنهاد خود را بيان كنم.

اظهارات من

به هر حال از ناحيه جمع كثيري از مردم اين انتخابات مخدوش است و بايد ابطال شود. قبول است كه شوراي نگهبان مرجع رسيدگي به شكايات است. اما مي‌دانيد كه اولاً شوراي نگهبان خود را مسئول و متولي برخي از شكايات نمي‌داند. ثانياً شوراي نگهبان به دليل جانبداري اعضايش از يك نامزد نمي‌تواند در جايگاه داور قرار گيرد. بدون ترديد مشكلي كه امروز با آن مواجه هستيم بدتر از بحران 14 اسفند 59 است. در آن موقع اگرچه قانوناً مي‌بايستي پرونده 14 اسفند به قوه قضائيه ارجاع داده مي‌شد اما امام اين كار را نكرد، زيرا مرحوم بهشتي خودش يك‌طرف قضيه بود. لذا مرحوم امام يك كميته سه نفره را براي حل و فصل موضوع تعيين كرد. پيشنهاد بنده اينست كه جنابعالي، يا يك حكميت حقيقت ياب كه مورد قبول طرفين باشد تعيين كنيد و يا موضوع را به مجمع تشخيص مصلحت ارجاع دهيد. اين كار كاملاً قانوني است زيرا رهبر مي‌تواند طبق اصل 110 قانون اساسي يك موضوع را كه معضل نظام باشد به مجمع تشخيص ارجاع دهد.

اظهارات زنگنه

حاج آقا بحث ما روي 40 ميليون رأي نيست. قبول داريم كه 40 ميليون رأي موجب افتخار است. ما نمي‌خواهيم اين افتخار را ناديده بگيريم. بلكه بحث ما اين است كه آراء بكلي جابجا شده است. شما مي‌گوئيد شوراي نگهبان بررسي كند. مگر شوراي نگهباني كه هفت نفر از آنها از آقاي احمدي نژاد حمايت كردند مي‌تواند يك مرجع قابل قبول باشد و مردم به آنها اعتماد كنند.

اظهارات آقاي خامنه‌اي

در اينجا آقاي خامنه‌اي صحبت زنگنه را قطع كردند و گفتند شما احساساتي هستيد. قبلاً هم همين‌طور بوديد و وقتي احساساتي مي‌شديد اشك توي چشمتان جمع مي‌شد و ..

مگر وقتي خاتمي با 20 ميليون رأي پيروز شد مردم عصباني نبودند. مسئولي آمد و گفت انتخابات را ابطال كنيد – من به او تشر زدم كه هنوز از من گله‌مند است.

- امكان تقلب نيم درصد هم وجود ندارد. مگر مي‌شود ده ميليون رأي را جابجا كرد.

- اگر در اين مملكت به آقاي مؤمن و آقاي جنتي اعتماد نكنيد به هيچكس نمي‌توانيد اعتماد كنيد بنابراين به عهده آنهاست شكايات را بررسي كنند.

- شما بدانيد صد درصد من ابطال را رد مي‌كنم. ابطال يعني زدن توي دهن مردم.

- مسأله مرجع هم، اينجا مرجع قانوني وجود دارد. چه معني دارد يك كميته يا مرجع ديگري تعيين كنيم. حتي اگر لازم شد صندوق‌هايي را بازشماري كنند. اما من مطمئن هستم كه نتايج عوض نخواهد شد. به آقاي موسوي گفتم مجراي قانوني شوراي نگهبان است. ايشان هم قبول كردند.

اظهارات آقاي عباس آخوندي

در انتخابات سال 76 وقتي حدود ساعت 10 عصر جمعه معلوم شد كه اقاي خاتمي رأي آورده من به آقاي ناطق پيشنهاد دادم تبريك براي آقاي خاتمي را هرچه سريعتر بفرستد. اين كار ساعت ده صبح شنبه انجام شد و جامعه آرام گرفت. اين كار در آن موقع امكان پذير بود، چون وجدان جامعه پذيرفته بود كه آقاي خاتمي رأي آورده است. اما امروز وجدان جامعه چنين چيزي را نمي‌پذيرد.

دراينجا نماينده آقاي محسن رضايي مي‌خواست صحبت كند كه آقاي خامنه‌اي گفت خسته شده است و جلسه پايان يافت.