پسرم به من شک نکن
۰۰:۱۰ | Author: Evidence

عبدالجبار كاكايي از شاعران شناخته شده‌ي ايران است. به گزارش اعتماد ملي، وي در پي حوادث اخير در وبلاگش نوشته است:

اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم، براي جنگي که بود براي تن‌هاي تکيده در لباس‌هاي خاکستري، براي آرامش مادرانم در آوار بمب، براي هيجان پدرانم در آشوب مرگ. اين همه سال شعر خواندم و ترانه نوشتم براي آفتابي که بي‌نياز از دليل بود. از جنگ که برگشتم پيراهن خاکستريم را آويختم به ديوار خاطرات و به زندگي با مردمي سلام گفتم که عطر شناسنامه‌هايشان در مشام جانم بود و اسمم در ميان اسم‌هاي‌شان باليد و کم‌کم بزرگ شد. با گريه‌هايشان گريستم و با خنده‌هايشان خنديدم و امروز کنار من بودي و بي‌گناه سيلي خوردي، از کسي که لباس خاکستري مرا پوشيده بود مقابل چشم حيرت‌زده من سيلي خوردي در بي‌پناهي و ناچاري وخدايي که تنها دوستت بود، ديد که بي‌گناه سيلي خوردي، از حشره‌اي که در لباس من خزيده بود همان لباسي که من به ديوار خاطراتم آويخته بودم. و آن لحظه انديشيدم کاش پس از جنگ سوزانده بودمش تا تنپوش بلايي چنين نمي‌شد.

پسرم به تن‌هاي تکيده‌اي که در لباس من سال‌هاي پيش جنگيدند شک نکن. به قهرمانان قصه‌هاي من شک نکن، به رودخانه‌هاي خون آلود اروند و کارون شک نکن، به تن‌هاي مجروح تنگه چذابه شک نکن، به بدن‌هاي خاک آلود دشت‌هاي مهران شک نکن، فقط به حشره‌اي شک کن که در لباس من خزيده بود

This entry was posted on ۰۰:۱۰ and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

0 نظرات: