بی شک پس از حوادث اخیر در ایران به جرات می توان گفت بی آبروترین نهاد در نزد مردم بسیج است بسیجی که با چماق و کابل و گاه اسلحه به جام ملت خود افتاد و اندک آبروی باقیمانده خود را به باد داد تا بلکه دل عالیجنابانش را خشنود سازد.این روزها ننگ است اگر کسی خود را بسیجی بداند. ننگ است شال بسیج به گردن انداختن و قطعا تنفر مردم از این نهاد و اشخاص در این دوران به اوج خود رسیده است.نکته قابل توجه آنکه پس از حوادث 18 تیر حکومت و سیستم حاکم بر ان سعی کرد تا با کشاندن پای بسیج به مدارس و ادارات و دانشگاهها آن را نهادی خود جوش قلمداد کند و به خیال خود ان را نهادی مردمی سازد اما واقعیت موضوع در این چند هفته خود را جلوی چشمان بهت زده مردم نمایان ساخت و مشخص گردید که در پس نیروی مقاومت بسیج هیچ هدفی غیر از سرکوبی مردم و نظامی کردن فضای جامعه نبوده است. این واقعیت این روزها بیش از گذشته خود را برای مردم نمایان کرد و مجموعه حوادث کمک کرد تا این سازمان بیش از گذشته ذات پلیدش را نمایان سازد.
سخن در این میان با چماق به دستان مزدور نیست سخن با کسانی نیست که هفته های گذشته به جان مردم افتادند و تا کشتار مردم پیش رفتند سخن با کسانی نیست که در آینده هم از این کشتارو جنایت ابایی نخواهند داشت ان ها مزدورانی هستند که دیگر جزئی از ملت ایران نیستند و مردم این پیکره فاسد را از خود جدا کرده است. روی این سخن و گفتار با کسانی است که نادانسته ، ناخواسته و یا برای کسب اندک منفعتی عضو این سازمان مخوف شده اند
روی سخن با ان هاست و یک سوال! به راستی آیا چند ماه کاهش سربازی، چند بن کارمندی بیشتر و یا یک سفر تفریحی دانشگاهی ارزش پذیرش این ننگ را دارد؟ آیا امکاناتی چنین جزئی ارزش همراهی با چنین گناهی عظیم را دارد؟ بیایید دست از این سازمان فاسد بکشید و خود را از سهیم بودن در این کشتار و جنایات دور کنید.

0 نظرات: