ای رهبر کودتا این آخرین پیام است
جنبش سبز ایران آماده قیام است
دشمنان در اين خيال نباشند كه با تقليد مغلوط از حضور عظيم مردم در انقلاب پرشكوه 1357 و در يك كاريكاتور از آن حركت عظيم، مي توانند به نظام اسلامي ضربه بزند چرا كه اين نظام مقتدر و ريشه دار با اين كارها شكست نخواهد خورد.که بسیار بسیار فرمایش جالبی است از چندین و چند لحاظ! نه فقط اینکه نشان میدهد به شباهتهای بی شمار این جنبش مردمی با انقلاب ۵۷ کاملا واقف است (و بنا بر این منطقا بسیار وحشتزده از آن)، بلکه در عین حال جناب پیشوا با تمسک به روش سنتی و آباء و اجدادی خودشان، یعنی تمسخر، توهین و تحقیر (روشی که آنقدر انواع و اقسام کلامی و رفتاریش را از احمدی نژاد دیده ایم و شنیده ایم که هیچ احتیاجی به نمونه آوردن نیست)، حملهٔ مستقیمی به مردم کرده است، که بندهٔ ناقابل معتقدم باید به فال نیک گرفت، لااقل به دو دلیل:
مراسم تنفیذ محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور برآمده از کودتای انتخاباتی، دیروز در حالی در حسینیه امام خمینی تهران برگزار شد که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی، شمار کثیری از مقامات بلند پایه این نظام حاضر به شرکت در آن نشدند.
صدا و سیمای جمهوری اسلامی از ساعت ها قبل و خبرگزاریهای دولتی ایرنا و فارس پیش از آن اعلام کرده بودند مراسم تنفیذ احمدی نژاد از سوی آیت الله خامنه ای، همچون سالهای قبل به صورت مستقیم از صدا و سیما پخش خواهد شد؛ اما برخلاف رویه دوره های قبل و برای نخستین بار، این مراسم به صورت مستقیم از سیمای جمهوری اسلامی پخش نشد و تا ساعت ها هیچ خبر، تصویر و فیلمی از این مراسم منتشر نشد .
عدم حضور مقامات بلند پایه نظام چنان مشهود بود که خبرگزاری دولتی ایرنا ناچار شد در اولین خبرهای ارسالی از این مراسم که دقیقا 3 ساعت بعد از شروع مراسم، پخش شد از عکس های دوره قبل تنفیذ ریاست جمهوری به جای عکس های تنفیذ دیروزاستفاده کند.
این تنها "گاف" خبرگزاری دولت نبود؛ ایرنا در خبر مربوط به تنفیذ هم از فرط به هم ریختگی خبر داد که "مقام معظم رهبری در مراسم تنفیذ احمدی نژاد شرکت کرد"! این خبر ساعتی بعد از خروجی این خبرگزاری برداشته شد.
بزرگانی که نیامدند
در حالیکه سید حسن خمینی از روزها قبل و برای خلاصی از فشارهایی که برای شرکت در مراسم تنفیذ به او وارد می شد، ایران را ترک کرده بود، هیچ یک از اعضای خانواده آیت الله خمینی نیز در حسینیه امام خمینی حضور نیافتند. هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم با سفر به کرمان، حاضر به شرکت در مراسم نشد و در غیاب او احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان بر جایگاه همیشگی او نشست.
سید محمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم همان طور که پیش از آن اعلام کرده بودند، در مراسم شرکت نکردند. آنها بارها گفته اند دولت احمدی نژاد را به رسمیت نمی شناسند و رئیس جمهور برآمده از کودتای انتخاباتی مشروعیت ندارد.
گرچه عدم حضور این شخصیت ها در مراسم تنفیذ رئیس جمهور برآمده از تقلب، قابل پیش بینی بود اما عدم حضور چهره های شاخص مجلس خبرگان رهبری و برخی دیگر از شخصیت های سیاسی و نمایندگان مجلس، مفهوم دیگری به مراسم تنفیذ بخشید. امینی، جوادی آملی، واعظ طبسی، رضا استادی، هاشمزاده هریسی، حسن روحانی، دستغیب، علی رازینی و طاهری خرمآبادی، از اعضای مجلس خبرگان رهبری، در مراسم دیروز حضور نیافتند. یکی از اعضای مجلس خبرگان رهبری که در مراسم دیروز شرکت نکرده بود، به روز گفت که "به عنوان اعتراض به نوع برخورد با مردم معترض به نتیجه انتخابات و کشته شدن جوانان مردم در راهپیمایی های مسالمت آمیز و بازداشتگاهها از حضور در مراسم تنفیذ خودداری" کرده است.
به گفته این عضو مجلس خبرگان رهبری "اعضای این مجلس به شدت نسبت به رویه طی شده از روز انتخابات تاکنون، انتقاد دارند و و تعدادی از آنان یک روز قبل از تنفیذ، عدم شرکت خود در مراسم را به رئیس دفتر آیت الله خامنه ای اطلاع داده بودند".
عدم شرکت چهره های شاخص مجلس خبرگان رهبری در مراسم دیروز در حالی صورت گرفت که پیش از این نامه ای بدون اسم و امضا و با عنوان کلی مجلس خبرگان در حمایت از آیت الله خامنه ای منتشر شده بود؛ نامه ای که اعتراض برخی از نمایندگان این مجلس را به همراه داشت و به طور مشخص هاشم زاده هریسی، نماینده آذربایجان شرقی در این مجلس، ضمن مصاحبه ای آن را زیر سوال برد.
آنهایی که آمدند
تفاوت عکس های منتشره از سالهای قبل با این دوره از مراسم تنفیذ به خوبی نشانگر تحریم این مراسم از سوی مقامات نظام بود. در عکس های دوره های پیش در جایگاه ویژه کنار آیت الله خامنه ای، جایی برای نشستن پیدا نمی شد اما در این دوره فقط هاشمی شاهرودی که چند روز دیگر با قوه قضائیه وداع خواهد کرد به اتفاق علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی حضور داشتند. احمد جنتی نیز که بخشی از تحریم مراسم دیروز حاصل عملکرد او در شورای نگهبان است در این جایگاه بر جای هاشمی رفسنجانی تکیه زد.
گزارش ها از حضور مجتبی خامنه ای نیز حکایت دارد و عکسی از شرکت او در این مراسم در سایت های اینترنتی منتشر شده است. مجتبی خامنه ای ، پسر آیت اله خامنه ای و داماد غلامعلی حداد عادل است که گفته می شود خود را برای جانشینی آیت الله خامنه ای آماده می کند؛ به همین دلیل است که مردم در تظاهرات دیروز ـ پس از برگزاری مراسم تنفیذـ هم شعار دادند: "مجتبی، محتبی، بمیری، رهبری رو نبینی".
عکس ها و تصاویر منتشره همچنین حکایت از حضور گسترده فرماندهان سپاه و معدودی از نمایندگان سفارت خانه های خارجی دارد؛ هر چند بیشتر تصاویر از پشت گرفته شده وتشخیص چهره های نمایندگان سفارت خانه های خارجی آسان نیست.
از چهره های سیاسی مصطفی کواکبیان، قالیباف ، عسگراولادی، جاسبی، نهاوندیان، دانش جعفری به اتفاق محمدرضا باهنر، حدادعادل، کوچکزاده، احمدتوکلی ، کوهکن و ابوترابیفرد، نمایندگان اصولگرای مجلس حضور داشتند. محسنی اژهای و صفار هرندی دو وزیر معزول احمدینژاد نیز در این مراسم کنار یکدیگر نشسته بودند. حضور مصباح یزدی، حاج منصور ارضی و حسین شریعتمداری در این مراسم هم توجه زیادی را جلب کرد.
اسفندیار رحیم مشایی، که با دستور آیت الله خامنه ای ناچار از استعفا از مقام معاون اولی احمدی نژاد شد، همراه پدر داماد و داماد احمدینژاد از دیگر حاضران در مراسم بودند.
چند چهره تلویزیونی و ورزشکار
اما در این میان و در حالیکه عدم حضور بزرگان نظام در مراسم تنفیذ احمدی نژاد، مراسم را به شدت زیر سوال برده بود، حضور برخی چهره های تلویزیونی و ورزشی، واکنش های متفاوتی را بین مردم برانگیخت. افشین قطبی ، مایلی کهن، علی کفاشیان، محمدرضا ساکت، مهدی تاج، حسین رضازاده ، محمود خسروی وفا از ورزشکاران و محمدرضا شریفینیا، جهانگیر الماسی، مجید مظفری، احمد نجفی، سیروس مقدم، مسعود ده نمکی ، داریوش فرضیایی (عمو پورنگ)محمد صالح علا، فرج الله سلحشور، جمال شورجه، آرش مجيدي، فرزاد جمشيدي، رضا پور حسین و اقبال واحدی از بازیگران و مجریان صدا و سیما از کسانی بودند که دیروز به حسینیه امام خمینی رفتند تا در مراسمی شرکت کنند که اکثریت مردم ایران به همراه بزرگان نظام آن را تحریم کرده بودند.دقایقی بعد از اتمام این جلسه، کاربران زیادی در فیس بوک، به انتقاد از این افراد پرداختند و نوشتند: آنان حتی از روی اعتقاد هم این کار را نکردند!
حضور محسن رضایی در مراسم تنفیذ
محسن رضایی، کاندیدای معترض به نتیجه انتخابات هم در مراسم دیروز حضور داشت؛ هر چند امیدوار رضایی، برادر او اعلام کرده بود وی "شركت در مراسم تنفيذ ریاستجمهوری را احترام به رهبري میداند، نه تأييد احمدينژاد."
امیدوار رضایی گفته بود: اين مسأله به اين معنا نيست كه رضايي نسبت به انتخابات اعتراضي نداشته و به رخدادهای پس از انتخابات نقدي نداشته باشد. چنانچه وي بر این باور است، در شرايط كنوني كشور، پيگيري مطالبات مردم و حفظ وحدت و آرامش جامعه، براي آينده ملت ايران بسيار مهم است.
از دست تا شانه!
مهم ترین بخش از مراسم تنفیذ، قرائت حکم تنفیذ بود که به روال همیشگی باید توسط رئیس جمهور پیشین قرائت می شد؛امادر غیاب سید محمد خاتمی و سایر مقامات، این حکم برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی توسط رئیس دفتر آقای خامنه ای قرائت شد. حکمی که رهبر حکومت اسلامی در آن محمود احمدی نژاد را مردی "شجاع و سخت کوش و هوشمند" خوانده و از آنچه که "رأی قاطع و بی سابقه مردم به محمود احمدی نژاد" تلقی شده تقدیر به عمل آورده و دلیل حمایت گسترده مردم را ویژگی های کارنامه چهارساله دولت دانسته است.
محمود احمدی نژاد نیز که در دوره گذشته تنفیذ خود، دست رهبری را بوسیده بود، این دوره، دست او را کنار زد و به جای آن شانه اش را بوسید. این در حالی بود که آیت الله خامنه ای به روال معمول، دست خود را پیش آورداما احمدی نژاد آن را کنار زدو شانه اش را بوسید. البته خبرگزاریهای دولتی و حامی کودتا ادعا کرده اند که احمدی نژاد سرما خورده بود!
در این مراسم احمدی نژاد ضمن سخنانی برخی کشورهای خارجی را متهم کرد که در جریان انتخابات و پس از آن در امور ایران دخالت کرده اند. وی گفت: "انگیزه این دولت ها از مداخله در امور ایران، جلوگیری از مطرح شدن الگوی جدید مردم سالاری الهی در سطح جهان بوده است."
پیش از شروع مراسم نیز وزیر کشور دولت احمدی نژاد در سخنانی گفته بود: آزمون بزرگ انتخابات موجب برافتادن نقاب از برخي چهرهها و فشردهشدن صفوف ملت شد.
خواص مردود شدند
آیت الله خامنه ای بعد از تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد، به شدت از معترضین به نتیجه انتخابات انتقاد کرد و گفت: اين انتخابات برخي خواص را مردود كرد و برخي جوانان هم كه با صداقت و سلامت وارد ميدان شده بودند در مواردي اشتباه كردند.
او مخالفان را به دو دسته تقسیم کرد : مخالفان عصبانی و زخم خورده که در چهار سال آینده به معارضه ادامه می دهند و منتقدانی که با نظام و رئیس جمهور دشمنی ندارند و باید دیدگاهها و نظرات آنها را مورد توجه قرار داد.
رهبر حکومت اسلامی با اشاره به وقایع بعد از انتخابات گفت: با مسجد ضرار و تقلید از امام بزرگواری که از عمق دل و جان غرق قرار بود، نمی توان این مردم آگاه را فریب داد. [مسجد ضرار از سوی گروهی در مدینه ساخته شده بود که بعدها به دستور پیامبر ویران شد.]
او سپس با تائید مجدد نتیجه انتخابات ۲۲ خرداد ماه ادعا کرد که "بسیاری از مردم" با "تسلیم شدن" در برابر قانون، "برندگان" این امتحان بزرگ هستند و کسانیکه از بیاعتمادی مردم حرف میزنند، اگر از روی غرضورزی نباشد، از روی غفلت است.
رضایت رسانه های کودتا
در حالیکه رسانه های دولتی و حامی کودتا با ابراز رضایت از مراسم تنفیذ و بازتاب آن در نشریات و روزنامه های بین المللی سخن می گفتند و ادعا میکردند که حکم تنفیذ احمدی نژاد در صدر اخبار شبکه های تلویزیونی جهان قرار گرفته است محتوای این خبرها و گزارش ها اما بیانگر نکته بینی دیگری بود. این شبکه ها نه مراسم تنفیذ، که عدم حضور مقامات بلند پایه و برگزاری این مراسم بدون توجه به اعتراضات مردمی را در صدر اخبار خود قرار دادند.
این روزها محشری است در ایران. پارهای این روزها را روزگار فتنه میدانند، روزگاری که حقیقت گم میشود. با همین درک روزهی سکوت میگیرند که مبادا در روزگار فتنه حقی را باطل کنند یا باطلی را حق. فریادهایی که میشوند را تعبیر به ریا و توطئه میکنند و ظلمهایی که میبینند را به خطای دیدشان نسبت میدهند. در طوفان فتنه شترهای خودشان را میچسبند و پاک فراموش میکنند دیگران را.
این روزها روزگار محشر است، نه فتنه. این روزها حقیقت پیدا شده است، نه پنهان. این روزها روزگار غریو است، نه سکوت. این روزها روزگار تمیز میان حق و باطل است.
چه کنیم که ضجهی مادران را نمیشوند؟ چه کنیم که فریاد دادخواهی زندانیان را نمیشنوند؟ چه کنیم که امروز به هرکس امید بسته بودیم خود را در سوراخی پنهان کرده و آفتابی نمیشود؟ چه کنیم که امروز نه جمهوریت نظام سیاسی کشور را، بلکه اعتقاد خود را، تمام داشته هایمان را در آتش دنیاپرستان میبینیم؟ چه کنیم که "الله اکبر" ها و "یا زهرا" ها نیز کارگر نمیشوند؟ کیست که به فریاد ما برسد؟
زمانی با یک "یا علی" گره ها گشاده میشد، یا یک "یا حسین" خطوط دشمن در هم میشکست، با یک "یا زهرا" فریادرسی میآمد. چه قدر آلوده شدهایم که فریادرسی نیست؟
زمانی که ظلمها بالا گرفت و مظلومین صدایشان به کسی نمیرسید؛ دوران مشروطه و دوران حکومت ستمشاهی، دستمان به دامان مراجع تقلید میافتاد. امروز کیست که به فریاد ما برسد؟
امروز محشری است در ایران که خدایش ابلیس است. کیفرش شایستهی مومنان است و پاداشش شایستهی گمراهان. امروز بهانه از هرکس گرفته شده؛ حقیقت از این هم آشکارتر؟ بیداد ظالم از این پیداتر؟ فریاد مظلوم از این رساتر؟ و سکوت دل چرکین ها از این قبیحتر؟
همیشه میگفتیم "یا مهدی" به داد مسلمانان فلسطین برَس، به داد گرسنگان آفریقا برَس، به داد غرقهگان فراموشیهای قرن بیست و یکم برَس. امروز ما از همه مظلومتریم، ما را دریاب! امت تو کانون بیدادگری شده، حق را میکشند، جنازهاش را میسوزانند، خاکسترش را در بادهی قدرتطلبی خود میریزند و به نام پاسداری از دین مینوشند و مست به مردم میتازند، به سوگواران را بر خاک شهیدانشان میتازند. تو هم اگر سکوت کنی، پس کیست که به فریاد ما برسد؟
اعتراف میکنم که نومید شدم، اعتراف میکنم. اما تو میشنوی ای خدای من، حتی وقتی همه گوشهایشان را میگیرند، تو میشنوی. هر شب الله اکبر میگفتیم تا خلق خدا بشنوند و دریابند حق کشی ها را، امشب تکبیر میگویم که تنها تو بشنوی.
کمتر از 72 ساعت تا روزی که بسیاری از ایرانیان «روز نکبت» نامگذاری کردهاند، فرصت باقی است. بسیاری از ما در این هفته خود را عزادار میدانیم، سیاهپوش خواهیم شد و در تمام طول هفته و به طور مشخص در سه روز 12 تا 14 خرداد، صدای اعتراض خود را به گوش همگان خواهیم رساند.
این هفته، مهمترین فرصت اعتراض به روندی است که از کودتای انتخاباتی 22 خرداد آغاز شده و اکنون بناست با تنفیذ یک تقلب و تحلیف یک متقلب به مرحلهی تثبیت برسد. طبیعی است که این هفته، هفتهی اوجگیری اعتراضها باشد و سکوت در این هفته، به هیچ شکلی روا نباشد.
پیش از این تصور میشد فرصت ما برای «موجآفرینی» تنها دو روز است، اما با اعلام تاریخ 12 مرداد برای تنفیذ رئیس دولت کودتا، یک روز به فرصتهای اعتراض اضافه شد؛ تا نشان دهیم آنچه اعلام میشود، رأی ما نیست و این که برایش نمایش تأیید و سوگند برگزار میکنند، رئیسجمهور ما نیست.
محاکمهی افرادی که تا دیروز در زندانها تحت شکنجه بودند و طبق گفتهی دادستان مجرم تهران از روز شنبه قرار است در بیدادگاهها محاکمه شوند، اتفاق دیگری است که این هفته موجب تشدید موج اعتراضات خواهد شد.
بیشک از آغاز این هفته، فریادهای الله اکبر در تهران و دیگر شهرها شدت بیشتر خواهد یافت، چشمها پر اشک و گلوها پر فریاد خواهند شد و مشاهدهی بر باد رفتن جمهوریت و میراث تاریخی یک ملت، آه از نهاد هر ایرانی بر خواهد آورد.
اکنون عزای عمومی یک هفتهای و اعتراض به هر نحو ممکن، در حال تبدیل شدن به یک خواست عمومی است. انتظار میرود این بار هم فعالان جنبش سبز در فضای مجازی و عرصهي گفتوگوهای بیرونی در فضای اجتماعی و محافل سیاسی، با به بحث گذاشتن این خواستهی مهم، سران اصلاح طلب را در اقبال به این خواست عمومی و رسمیت بخشیدن به آن یاری کنند.
آقای موسوی نیز، همانگونه که در جریان نمازجمعه سبز نشان دادند و مشاوران و نزدیکانشان نیز تایید میکنند، رویهشان اینگونه است که همیشه همهی ایدهها و پیشنهادات را میشنوند و بهترین آنها را انتخاب میکنند. همچنین آقای کروبی که در تمام مدت اخیر با اعتراضات مردمی همراهی داشتهاند.
پیشنهادات و نوشتههای همهی قلمبهدستان، دانشوران و روشنفکران، فعالان سیاسی و اجتماعی و فرهنگی، وبلاگنویسان و فعالان فضای مجازی و ... میتواند - همانطور که میرحسین موسوی نیز به اهمیت آن اشاره کرده است - زمینه را برای این موضعگیری این دو بزرگوار و تعیین تکلیف همگان در خصوص نحوهی اعلام اعتراض در روز تنفیذ، فراهم کند.
همچنین افکار عمومی در هفتههای اخیر آشکارا تحت تأثیر سبزها قرار گرفته است. از این رو جا دارد که هر کسی که صدایش به جایی میرسد و به گروهی از نخبگان دسترسی دارد، به آنها هشدار دهد که این هفته، یک هفتهی تاریخی است و سکوت یا فریاد در این روزها، موقعیت تاریخی هر فردی را مشخص خواهد کرد؛ انتخابی که آیتالله هاشمی رفسنجانی در نمازجمعه روز 26 تیر ماه کرد، بسیاری از چهرههای سیاسی و فرهنگی و علما و مراجع نیز چنین کردهاند و البته بسیاری هم همچنان سکوت کردهاند.
باید همه بدانند که سکوت در هفتهی تنفیذ دروغ و تقلب و تحلیف ظلم و ستم، به معنای کمک به ظالمان و متقلبان است؛ این آموزهای است که پیامبر گرامی اسلام به ما آموخته و امام علی با راه و روشش به ما نشان داده است.
نخبگان سیاسی که از آنها برای شرکت در مراسم تنفیذ در دفتر رهبری دعوت شده یا میشود، باید هر روز سه وعده، صبح و ظهر و شب، این کلام درخشان پیامبر را با خود تکرار کنند که: «من رأی سلطانا جائرا ...» و بدانند که: هر کس سلطان جائری را دید که از پیمان خدا تخلف میکند و با بندگان خدا عداوت میورزد، اگر در برابر او بر نخیزد و اعتراض نکند، خدا او را به مجازات همان سلطان میرساند.
آنها باید بدانند که: «افضل الجهاد کلمه حق عند سلطان جائر»: بزرگترین جهاد، گفتن سخن حق جلوی سلطان جائر است؛ و همهی ما وظیفه داریم که این نکته را به همهي روحانیون نزدیک به نظام، نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی و چهرههای سرشناس ملی که ممکن است به مراسم تنفیذ بروند، یادآوری کنیم.
نمایندگان مجلس نیز باید بدانند که طبق آموزههای دینی، حضور در جمع خطاکاران و سکوت در برابر خطای آنها، به معنای همراهی با آنها و مشارکت در گناه ایشان است. کافی نیست که با عدم شرکت در جلسه یا رفتارهای کماهمیت بیاثر، خود و کودتاچیان را راضی کنند. نمایندگان آزادهی مجلس باید بمانند و در زمان سوگند دروغین احمدینژاد برای پرهیز از خودکامگی دفاع از حقوق ملت - سوگندی که هنوز بر زبان نیامده نقض شده است - به او اعتراض کنند و نسبت به این تقلب و کلاهبرداری ملی، اخطار قانون اساسی دهند؛ و همهی ما وظیفه داریم نمایندگان ملت را نسبت به لزوم انجام چنین کاری، مجاب کنیم.
و سخن آخر اینکه هفتهی بعد، روزها و ساعتهای سرنوشتسازی برای ایران و ایرانی است. همهی ما باید از این فرصتها به بهترین نحو برای بیان ارادهی ملی استفاده کنیم، چرا که همهی ما در قبال آیندهی ایران مسئولیم. چه خوب سروده است قیصر امینپور:
به لحظه لحظهی این روزهای سرخ قسم
که بوی سبزترین فصل سال میآید
آيت الله سيد رضا موسوي شاهرودي امام جماعت مسجد لولاگر تهران و نماينده آيت الله العظمي سيستاني در تهران گفت: “مسجد لولاگر بوسيله منافقين بسيج به آتش کشيده شد.”
به گزارش وبلاگ خواهان صلح، آیت الله موسوی شاهرودی که با برخی از حاضرین در مسجد گفت و گو می کرد، با اشاره به اينکه در هر گروهي منافقيني وجود دارند، تصریح کرد: “در میان بسیج نیز منافقین وجود دارند، همچنانکه در طرف هواداران مهندس موسوي نيز منافقيني يافت مي شوند که قصد خرابکاري دارند.”
امام جمعه مسجد لولاگر خاطرنشان ساخت: “متاسفانه مسجد لولاگر تهران بوسيله بسيجيان منافقي که در پشت بام آن بسوي مردم شليک مي کردند، به آتش کشيده شده است.”