نامش سعید حجاریان است. لقبش جانباز اصلاحات. مغز متفکر اصلاحات. گلوله ای از مغزش گذشت تا شاید نام سعید در تاریخ معاصر به فراموشی رود، اما سعید ماند. ماند تا نشان دهد که مردی بر ویلچر نشسته و ناتوان از تکلم هم توان ربودن خواب از چشمان دیکتاتورهای حقیر این روزگار را داراست. ماند تا آیینهء دق کسانی شود که همچون خفاشان شب پرست، از پشت خنجر می زنند و در سایه حکومت عدل اسلامی ترور می کنند.

اینک سعید را در پنجاه و پنجمین بهار زندگی اش را از روی ویلچر به زندان اوین برده اند تا شاید اصلاحات را از یکی از بزرگترین تئوری پردازانش دور نگاه دارند. اما دلیل این همه وحشت چیست؟

برای یافتن پاسخ این سوال، نیازی به رفتن به روزهای دور نیست. 19 خرداد 88، 3 روز قبل از تاریخی ترین انتخابات ایران، همان روزی است که رسانه های دولتی، همانها که برای آغاز کودتا بی تابی می کردند، مطلبی را به نقل از سعید حجاریان بر روی خروجی های خود بردند که همگی یک تیتر واحد داشت:

"انقلاب رنگی دموکراسی را به ارمغان می آورد"

چاپ مجدد مقاله ای که تاریخ نگارش آن به 3 ماه قبل بر میگشت، آنهم به صورت همزمان درتمامی رسانه های اصولگرا، به همان اندازه که نشان میداد که سعید روزهای تاریک پیش رو را پیش بینی کرده بود، بیانگر این مهم بود که رسانه های کودتا تا چه حد به وحشت افتاده اند. به همین علت از نخستین روزهای کودتا، با تمام توان به انقلاب رنگی و مظاهر آن تاختند و جالبتر اینکه در غیاب سعید، که میهمان اوین نشینان گشته بود، همهء بزرگان اصلاحات، در یک حرکت منفعلانه، نسبتشان را با انقلاب های رنگی انکار کردند، غافل از اینکه انقلابهای رنگی چیزی نبودند جز اعتراضی مدنی بر علیه حاکمیتی مستبد که در یک انتخابات به تقلب متوسل گشته بودند.

اما در غیاب افرادی چون سعید حجاریان، صدا و سیما و اذنابش میدان دار معرکه گشتند. سیمای ضرغامی در برنامه ای از انقلاب رنگی اکراین سخن به میان آورد و ویکتور یوشچنکو و انقلاب کنندگان را به آمریکا منتسب کرد و ویکتور یانوکوویچ مستبد را از اتهام تقلب مبرا کرد. به تبع آن روز و شب، سبز پوشان را متهم به ارتباط با بیگانگان کرد و اعتراف گیری و مصاحبه های تلوزیونی، پرده هایی از این نمایشنامه بودند که یک به یک بر روی پرده رفتند. نمایشنامه ای که نشانگر آن بود که کودتاچیان از ترس تکرار تاریخ در این سوی دنیا، مذبوحانه دست پیش را گرفته اند.

جنبش سبز قدم به قدم پیش می رود، چه انقلابی رنگی بخوانندش، چه اینکه نامی دیگر برایش برگزینند. اما بدون شک اگر سعید این روزها میهمان اوین نبود، به قرینهء آخرین دیدگاههای خود، طلایه دار انقلابی سبز رنگ بود که شاید برای پایین کشیدن "یانوکوویچ امروز"، نیازی به 6 هفته انتطار هم نبود.

و یک نکتهء آموزنده برای اهل کودتا: سعید و امثالش برای همیشه در اوین نمی مانند.

This entry was posted on ۲۳:۰۰ and is filed under . You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed. You can leave a response, or trackback from your own site.

0 نظرات: